از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

مخبرالسلطنه هدایت

کتاب خاطرات و خطرات مخبر السلطنه همیشه برایم نکته های عجیبی دارد برای نمونه ٢ موضوع را از صفحات ٣٧۴ و٣٧۵ را می نویسم خودتان قضاوت کنید :

موضوع اول تصرف قلهک و زرگنده توسط انگلیس و روسیه :

بموجب دستخط محمد شاه ( سومین شاه قاجار ) ، "قلهک" محل ییلاق سفارت انگلیس مقرر شده بوده است ، سفارت دستخط را بدلخواه تفسیر کرده " سکونت " را " مالکیت" پنداشته و قلهک را خاک انگلیس محسوب میداشتند ، دولت در قلهک تصرفی نداشت ، اهالی قلهک تحت الحمایه انگلیس بودند .( سفارت انگلیس برای قلهک کدخدا تعیین میکرد و اهالی هم مالیات را به سفارت انگلیس می دانند ) .

حالا داشته باشید روسها را :

سفارت روسیه بفتوای کهر کم از کبود نیست " زرگنده " را خاک روسیه میدانست و مرکز "بستی" شده بود و پناهگاه صالح و طالح .

این از وضع استقلال و روابط خارجی ما که تا انقلاب کمونیستها در روسیه و لغو قرارداد ترکمانچای ادامه داشت .

 موضوع دوم موقوفه مشیرالسلطنه :

قریه ای را مشیر السلطنه "وقف جوانان عزب طایفه نخاوله در اطراف مدینه" کرده است ....

صدر اعظم وقت ، بعدها رییس الوزرا و اینک نخست وزیر را متولی قرارداده است ....

کی ؟ کی ؟ کجا کسی این عایدات را به آنجا میرساند ؟ من امر را به اختیار حایری رییس اوقاف گذاردم و... بنا شد بتوسط شیخ العراقین زاده حایری ساکن قم بموقوف علیهم عاید گردد .( خیالش راحت شد جوانان مجرد طایفه نخاوله در اطراف مدینه به حقشان میرسند بالاخره وقتی همه چیز سرجایش است و مردم در رفاه کامل ، باید هم رییس دولت فکر جوانان اطراف مدینه آنهم از طایفه نخاوله باشد )

این نشان میدهد ما ایرانیها عادت داریم چراغی که به خانه رواست را به مسجد ببریم .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٧
comment نظرات ()