از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

حکیم سوزنی سمرقندی

جمعه در یک میهمانی صحبت از شعری" هجو " از سوزنی سمرقندی شد و هر کس نظری داد ولی به کتابهایم وقتی مراجعه کردم دیدم همه اشتباه میکردیم .

نام او در دیوانش ، عمر ، محمد و بوبکر آمده است و نام پدرش مسعود است و خود را از نوادگان سلمان فارسی می داند .

لقب سوزنی می تواند از دو دلیل باشد اولی اینکه شغلش سوزنگر یعنی کلاه دوز بود دومی اینکه " تعلق خاطری به شاگرد سوزنگری " پیدا نمود و.... البته گرفتار یک عشق ممنوعه دیگر آنهم از سپاهیان شده بود و گرفتاریش زیاد بود .

اما این لقب " حکیم " را باید خودش روی خودش گذاشته باشد چون  هیچ اثری از حکیم بودن در دیوانش  نمی توان یافت .

در مورد سال تولد سوزنی نمی توان تاریخ دقیقی ارایه کرد ولی با اطمینان می توان گفت بین سالهای 479 تا 489 قمری بود .

محل تولد او شهر " نسف " که همان نخشب معروف است می باشد که بین جیحون و سمرقند واقع بوده است .

در باره دین سوزنی ، مسلما مسلمان بوده ولی از دیوانش نمی توان فهمید سنی یا شیعه بوده است چون تا توانسته از همه تمجید کرده است .

 دوران جوانی خود را به خوشی و عیش و نوش گذرانید و برای تحصیل به بخارا رفت و فقه ، اخبار وتفسیر و حدیث و حکمت خواند شاید بعد از خواندن حکمت خود را حکیم خواند .

در اواسط عمر بعلت توجهات سلطان سنجر اوضاع مالی خوبی داشت ولی حسودان کار را به جایی رساندند که نزدیک بود جانش را از دست بدهد و خلاصه به بدبختی گرفتار شد ولی دوباره خبر به سلطان سنجر رسید و به وضعش سر و سامان داد .

هر چقدر از دوران تجرد خود راضی و خشنود بود از دورا متاهل بودن دل خوشی نداشت ، چون بعد از تاهل آنهم بعد از میانسالی صاحب شش فرزند شد و یکی از پسرانش در جوانی از دنیا رفت  و در اداره معاش خانواده ناتوان شد و در سالهای آخر عمر به فقر و مسکنت گرفتار شد ولی به هر ترتیب 80 سال طول عمرش بود .

اشعار سوزنی غالبا یا " هجو " است یا " مدح " حاکمان و قدرتمندان ، ولی بعضی اشعار او واقعا زیباست مثل شعر " در توحید "  او :

ایخداوندیکه از لطف تو جاه آورده ام          زآنچه بودستم گرفته بارگاه آورده ام  

برای اطلاع بیشتر به دیوان حکیم سوزنی سمرقندی به اهتمام دکتر ناصرالدین شاه حسینی چاپ امیرکبیر سال 1338 مراجعه فرمایید .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱٠
comment نظرات ()