از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

خلخال

رفته بودم خلخال ، مثل همیشه عالی بود اگر تا حالا نرفتید سرتان کلاه رفته است .

فکرش را بکنید در شهریور ماه شما از سرما بلرزید .

شاهرود خلخال ٣۵ کیلو متر با خلخال فاصله دارد ، مردمی با صفا و زحمتکش که هنوز گرفتار ویروس بد جنسی نشده اند .

کشاورزی منطقه شامل  سیب ، زردآلو ، گیلاس ، گردو ، سنجد و.... که متاسفانه دو سال است هوا با مردم نامهربان شده و مردم بدون درآمد مانده اند و منتظر کمک کمیته امداد و دولتیها ، ولی واقعا با ٢۵ هزار تومان کمیته امداد در ماه میشود زندگی کرد ؟ هزینه های عجیب و غیرقابل باور دولت برای بعضی از مراسم از یکسو و دزماندگی مردم در اثر خشکسالی از سوی دیگر آدم را مبهوت می کند .

برای رفتن به شاهرود خلخال از روستای اسکستان رد شدیم وکسانی که تاریخ گیلان و مخصوصا تاریخ قیام جنگل را خوانده باشند می دانند که شخصی بنام رضا اسکستانی سر میرزا کوچک را برید ، نمی دانم واقعا از اهالی آنجا بود یا نه ؟ وقت نشد پرس و جو کنم .

تقریبا نمی توانید جوانی را در روستاها ببینید چون هیچ کاری نیست و همه راهی تهران میشوند ، جالب است که دولت میگوید از تهران بروید ولی نفهمیدند اگر در شهرستانها کار باشد دیگر کسی به تهران نمی آید و شهرستانیهای مهاجرت کرده به تهران نیز با علاقه و بدون نیاز به دستور به شهرشان بر خواهند گشت .

در هر صورت خلخال هم گرفتار است مثل همه شهرها ، گرفتار "بیکاری" ، عدم سرمایه گذاری تولید و.......

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢۳
comment نظرات ()