از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

کردستان عراق

رفته بودم کردستان عراق ، برای دومین بار بود . تا سنندج با هواپیما بعد از آن هم با ماشین . مریوان زیبا و دوست داشتنی و همیشه سرسبز با آن استخر طبیعی اش تا مرز باشماق 15 کیلومتر فاصله دارد و گمرک باشماق برخلاف دفعه قبل بسیار فعال بود.کامیون های سوخت وسیمان و... از طرف ما به باشماق رونق داده است .از لحظه ورود به کردستان عراق تا دلتان بخواهد ایست بازرسی هست وکنترل که شاید همین باعث امنیت آنجا شده است .انبوه ایرانی هایی که آنجا دیدم یا تاجر بودند یا برای " جهانگردی و استراحت " آمده بودند .

نمایشگاه ایران در سلیمانیه هم شرکت کنندگان چندانی نداشت .

آنچه مهم بود ساخت وسازهای زیاد که متاسفانه کاملا سبک عربی دارد و در نهایت شاید بشود عجمان امارت ، انگار کردها هیچ سبکی برای معماری ندارند .

 فروشگاه های بزرگ ، رستوران ها و... مثل سرچنار به همراه مردمی بسیار مودب و وظیفه شناس و وطن پرست ، همه باعث جذب مسافران در حسرت مانده است که یک دستگاه پول سازی برای آنهاست .

اگر همینطور ادامه بدهیم استان های سلیمانیه ، اربیل و کرکوک از کردستان ما و ترکیه وسوریه فاصله خواهد گرفت و آنوقت برای حفظ شرایط موجود هزینه های زیادی باید بپردازیم .

 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٩
comment نظرات ()