از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

بندرعباس

دوشنبه و سه شنبه در بندر عباس بودم هراز گاهی برای بررسی کارهای معادن گچ باید به آنجا بروم .

البته ما شمالیها به مناطق جنوب کشور  علاقه مندیم به همین دلیل بسیاری از مردم شمال در جنوب کاروزندگی دارند . در چند سال گذشته چهره بندر عوض شده است  ساخت وسازهای جدید وزیبا ونظافت شهر و فضای سبزو... که هنوز هم ادامه دارد و باعث امیدواری ونشاط است و حتما مردم دوست داشتنی بندر شایسته خدمات بیشتری هستند .

آن چیز که چهره شهر رانامطلوب می کند  دسترسی آسان به مواد مخدر و... می باشد که متاسفانه یک مصیبت و آفت است برای تمام میهن ما .

اگر از بندرعباس  به طرف بنادر خمیر و لنگه بروید وجود بنادر شهید باهنر و رجایی و کشتی ساری وهمچنین کارخانه های آلومینیوم و سیمان و پروژه های راه سازی و لوله گذاری گازو..... انسان رابه وجد می آورد اگرچه از وضعیت داخل آنها بی خبرم .

هر چه از بندر عباس فاصله بگیرید مردمان زیادی سوخته در آفتاب و زن های زیادی  که کارشان چوپانی است وشوهرشان در اوج فقر چند زن وبچه دیگر هم دارند و متاشفانه نه شغلی و نه درآمدی که انسان متحیرمی ماند چطور در کپرها و خانه های محقر و ناامن این همه آدم با درآمد حاصل از چند بز و گوسفند روزگار می گذرانند .

اگر فکر کنید که در قاچاق دست دارند یا .... اشتباه می کنید . مردمی ساده و کم رمق که در یک فقر مطلق زندگی می کنند .ویا در تشنگی بسرمی برند یا گرفتار سیل هستند .

مشکل بزرگ در آن مناطق آب است برای کشاورزی که اگر این مایه حیات را در آنجا تامین کنیم کشاورزی آنجا رونق خواهد گرقت وفقر ونداری در مدت کوتاهی از آنجا محو خواهد شد و چقدر بد است در کنار خلیج همیشه فارس شکایت تشنگی شنیدن و زمین های از عطش سوخته را دیدن و برای نداری وفقر مردم حسرت خوردن .

آیا برنامه ای برای حل مشکل وجود دارد ؟

 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٤:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۸
comment نظرات ()