از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه

از جمله تاریخ های مستند موجود " روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه " است که شرح ملاقا تهایش با ناصرالدین شاه و درباریان را بطور روزانه نوشته است

متن زیر یادداشت روزانه او بتاریخ 11 رجب 1308 قمری ، برابر با اول اسفند ماه 1269 شمسی می باشد که حکومت می خواست برای یکی از معضلات داخلی و قسمتی هم بین المللی تصمیم گیری کند  :

صبح زود دربخانه (دربار) رفتم ، دیدم وزراء کم کم جمع میشوند و هیچ کس نمی دانست احضار آنها برای چه است .

جمعی که حاضر شدند از این قرار بود : نایب السلطنه ، مشیرالدوله ، امین السلطان ، امین الدوله ، قوام الدوله ، عضدالملک ، صاحب دیوان ، مخبرالدوله ، امین حضور و من .

شاه که تشریف آوردند با مخبرالدوله در باب سیم تلگراف چند کلمه ای تکلم فرمودند ، دیگر به احدی اعتنا نفرمودند ، تشریف بردند خیابان باغ .

حکیم الممالک آمد جز من و امین حضور همه را باسم گفت شاه خواسته است ، جلو انداخت و برد ، حقیقت ما بسیار تحقیر شدیم ، وقتی که حضرات خدمت شاه رفتند دیدم میرزا محمد خان ملیجک میدود و مرا صدا میزند من رفتم ، شاه فرمود برای چه با حضرات نیامدی ، من برای کاری تو را خواستم ، عرض کردم حکیم الممالک جمعی را باسم خواست جسارت دانستم سر خود بیایم .

شاه عنوان مطلب فرمود که جمعی بتوسط امین الدوله از تمباکو فروش و غیره عریضه دارند که این کمپانی تمباکو بما ضرر وارد میاورد ، ما مجبوریم زیر بیرق روس بست بنشینیم ، پارسال که این امتیاز تمباکو داده شد اعتماد السلطنه نبود ، حالا بروید بنشینید صورت امتیاز نامه را دوباره بخوانید . ما را بردند در یکی از اطاقهای عمارت که تازه سفید کردند و هنوز فرش نداشت ، بعجله فرشی انداختند نشستیم در سرما . امتیاز نامه را امین السلطان بمن داد و من خواندم ، اگرچه ممکن بود بعضی ایراد ها بگیرم ، اما مسئله بانک پیرارسال که هنوز صدمه او را از امین السلطان دارم فراموش نکردم ، سراپا تصدیق کردم ، بلکه اغراق هم گفتم ، بعد امین السلطان اعلانی که دیشب نوشته بودم آورد ، گفت این را من نوشتم ملاحظه کنید چطور است ، امین الدوله گرفت و بلند خواند و زیر چشم به من نگاه کرد و خندید ، در این بین شاه ما احضار فرمود رفتیم من عرض کردم سلطنت مستقله همین که شخص از یک راه و مسئله حرف رعیت را شنید دیگر نمی تواند جلو بگیرد ، اگر این امتیاز نامه هم سراپا غلط بود چون به امضای همایون رسیده و به مهر وزراء چه میتوان گفت جز این که باید گفت ما این قدر جاهل و نادان بودیم که ندانستیم چه کاغذ مهر کردیم و باید دویست هزارتومان خسارت باین مرد داد و در تمام بلاد فرنگ بی قول و اعتبار شد ، پس نتیجه این سه سفر فرنگ و بودن این ایلچی های دربار برای چه است که هر روز بواسطه غرض شخصی جمعی رسوا شویم .

امین السلطان از این نطق من بسیار خوشش آمد ، با سر و چشم اظهار امتنان کرد و به شاه عرض کرد باید یک مجلس تدقیقاتی ( کارشناسی و ماست مالی ) در اجرای فصول تمباکو قرار بدهیم ، من ترتیبات این کار را درست نمی دانم  بفرمائید فلانی بنویسد ، مجلس ختم شد و به خانه آمدم .

انیس الدوله ( یکی از دهها زن شاه ) بشدت ناخوش است و خاطر همایون پریشاتن است

  دیدید برای کارهای مهم و مشکلات مردم چطور تصمیم می گرفتند ؟ واقعا مشکلات امروز ما ریشه در کجا دارد ؟

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٠
comment نظرات ()