از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

قحطی سومالی

دیشب تلویزیون داشت مردم قحطی زده سومالی را نشان میداد عده ای از اشرف مخلوقات آنچنان زجر کشنده گرسنگی را کشیده اند که فقط استخوان های از هر جا بیرون زده و چشمان از حدقه بیرون آمده ،  آنها را به انسان شبیه می کند

کشوری که 20 سال است دولت ندارد و هر کس هر کاری خواست کرد جنگ ، کشتار ، تجاوز ، دزدان دریایی و ... هر چه فقر و بدبختی بود سر این مردم بخت برگشته آمد

صد ها ناو جنگی مواظب این دزدان برهنه و گرسنه هستند و هزاران نظامی آمریکایی و غیره در سومالی اردو زده اند در این بگیر و ببند گروه الشباب هم میخواهد با زور جنگ حکومت را بدست بگیرد و جالب است پایتخت بی صاحب را گرفتند وبعد عقب نشینی تاکتیکی کردند و کلی هم خوشحال بودند

آسمان هم قهر کرده است و مدتهاست که قطره ای نباریده و همه جا خشک و برهوت است

تقصیر کیست ؟ محمد زیادباره ؟ اون که 20 سال است رفته است

عکس مردم سومالی را بگذارید کنار فلان خلبان گم شده اسرائیلی یا فلان آمریکایی زندانی در فلان کشور ، آیا 4 میلیون مردم قحطی زده سومالی لایق توجه ای به اندازه همان نفرات نیستند ؟ دیدید برای کشته شده های نروژ که واقعا ناراحت کننده بود چه قشقرقی راه انداختند؟ کسی نیست فریاد کند که روزی هزاران نفر بعلت گرسنگی دارند میمیرند ، آیا واقعا بنی آدم اعضای یکدیگرند ؟

آیا حقوق بشر فقط مربوط به جاییست که با دولت آن مسئله دارند ؟ آیا در جایی بیشتر از سومالی نقض حقوق بشر دیده اید ؟ اگر 4 تا چاه نفت آنجا بود آیا شرکت های نفتی و دولتهایشان میگذاشتند آنجا این قدر شهر هرت باشد ؟

اما منظور اصلی من چیز دیگری بود آیا احتمال نمی دهیم بلایی که امروز سر مردم سومالی آمده است روزی سر مابیاید ؟ اگر ما هم آب کشور را مدیریت نکیم گرفتار خشکسالی نخواهیم شد ؟ آیا اختلافات سیاسی ، قومی ، زبانی و اختلافات طبقاتی رو به گسترش هر روزه و ... روزی ما را در برابر هم قرار نخواهد داد ؟

بهتر است علاوه بر کمک به مردم سومالی از مصیبت آنها درس بگیریم که بلا همیشه برای همسایه نیست ممکن است سراغ ما هم بیاید چنانچه این همه بلا آمده است و متوجه نیستیم  

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٧
comment نظرات ()