از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

سیر تشکیل سلسله صفوی - قسمت پایانی

 

شاه اسماعیل اول

در زمانی که شیخ جنید ، پدر بزرگ شاه اسماعیل به دیار بکر و به دربار اوزون حسن پناه برده بود پادشاه طرابوزان برای مقابله با پادشاه عثمانی از اوزون حسن تقاضای کمک کرد و در مذاکرات طرفین قرار شد که خواهر بسیار زیبا و یونانی و مسیحی پادشاه طرابوزان به عنوان همسر پادشاه آق قو ینلو ها به دربار دیاربکر فرستاده شود و این مهم انجام شد و اوزون حسن و شاهزاده صاحب سه دخترو یک پسر شدند که یکی از دخترها همسر شیخ حیدر ، پدر شاه اسماعیل و در نهایت مادر بنیانگذار سلسله صفوی شد

شکست شیخ حیدر ، تبعید همسر و سه پسرش بنام های علی و اسماعیل و ابراهیم را به فارس بدنبال داشت و خواهر و خواهر زاده های سلطان یعقوب تا سال 872 شمسی یعنی تا زمان مرگ سلطان یعقوب در زندان باقی ماندند

آغاز زندگی شاه اسماعیل تحت تاثیر3 واقعه مهم بود ، اول کشته شدن پدرش شیخ حیدر و دوم مرگ سلطان یعقوب ، دائی و پادشاه قسمت بزرگی از ایران که شکست دهنده و قاتل پدرش نیز محسوب می شد و سوم کشته شدن برادرش سلطان علی

پس از مرگ سلطان یعقوب بین بازماندگان بر سر جانشینی اختلاف افتاد ، گروهی به مسیح ، برادر سلطان یعقوب و پسر 22 ساله اوزون حسن پادشاه مقتدر آق قو ینلو ها و گروهی دیگر یه بایسنقر پسر یعقوب پیوستند ، در نبرد کشته شد ولی سپاهیان در نهایت به رستم پسر بزرگ سلطان یعقوب روی آوردند و درجنگی دیگردر سال 872 شمسی ، رستم بر بایسنقر پیروز شد ولی خطر بایسنقر از بین نرفت و تکلیف آن کاملا روشن نشد بلکه بایسنقر راهی دربار شیروانشاه ، عمو و پدرزنش شد

عقلای آق قو ینلو بدترین تصمیم ممکن را برای حل موضوع گرفتند و آن آزادی فرزندان شیخ حیدر از زندان بود تا بتوانند بدست سلطان علی پسر ارشد شیخ حیدر ، بایسنقر را از بین ببرند و در صورتی که بایسنقر پیروز میشد معنی آن از بین رفتن بازماندگان شیخ حیدر بود ، در هر صورت این کار را به نفع خود می دانستند

چنگ بین شیخ صوفی و بایسنقر با پیروزی شیخ جوان و تازه کار تمام شد و یک نتیجه کلی بدنبال داشت و آن اینکه ستون های پادشاهی آق قو ینلو ها بدست صو فیان صفوی مستحکم شده بود و حال که صوفیان توانسته بودند یک حکومت را مستحکم کنند بنا بر این تا زمانی که خود دارای حکومت شوند راه درازی نمانده بود

شیخ فاتح صفوی پیروزمندانه به تبریز آمد و پس از مدتی بعنوان جانشین پدرش شیخ حیدر راهی خانقاه اردبیل شد و با ورود شیخ یه اردبیل دوباره سیل درویشان از همه جا راهی خانقاه شدند و همین موضوع موجب قدرتمند شدن شیخ و نگرانی رستم شد و رستم سال بعد شیخ را به دربار دعوت کرد و تصمیم داشت ریشه صفویان را بخشکاند ولی متوجه جریان شد و از دربار گریخت و مورد تعقیب قرار گرفت وبرادران را به بزرگان صوفی سپرد و در جنگ و گریز کشته شد

با کشته شدن برادر ، دربدری و آوارگی شاه اسماعیل آغاز شد ، مدتی در اردبیل مخفی شد و بعد به شهر رشت برده شد و در نهایت به لاهیجان فرستاده شد جایی که کارگیا میرزا علی از خاندان سادات کیایی شرق گیلان حکومت میکرد و این پادشاه شیعی زیدی مذهب با تمام قدرت به تربیت این بازمانده و یادگار شیخ صفی الدین همت گذاشت و از خواندن و نوشتن تا رموز جنگ و راز بزرگی را به شیخ اسماعیل آموخت ، ضمن اینکه توانست کودک و سرزمین و حکومتش را از شر رستم آق قویونلوها در امان نگه داشت و این از لیاقت و هوش این پادشاه کیایی حکایت دارد و کودک آواره صوفی حالا درسال 878 شمسی و در 13 سالگی آماده فرماندهی سپاهی برای تصرف تمام ایران و تشکیل اولین حکومت ملی بعد از ساسانیان شد

صوفیان سرکوب شده منتظر دو موضوع بودند اول ضعیف شدن آق قو ینلوها و دوم بزرگ شدن نسبی کودک بازمانده از خاندان شیخ صفی ، و آنها که طی سالهای اقامت اسماعیل در لاهیجان او را زیر نظر داشتند ، هنوز سن اسماعیل کاملا 13 ساله نشده بود که او را با خود به خلخال اردبیل بردند و شروع به جذب نیرو از اهالی سوریه و قسمت اناتولی ترکیه امروز کردند و بسرعت توانستند چند هزار شیفته خاندان صوفی و شیعه مذهب را در اردوی صوفیان جمع کنند ، صوفیانی که از روی عقیده و باورهای خود حاضر به کشتن و کشته شدن بودند ، موضوعی که هر حاکمی آرزوی داشتن آنها را داشت  

در مرحله نخست بهترین بهانه حمله به مناطق مسیحی نشین به بهانه جهاد با کفار بود اگر چه هرگز دنبال مسلمان کردن مردم مورد حمله قرار گرفته نبودند ، اما کار آسان تر پیش رفت چون در جنگی در منطقه گلستان سپاه شیروانیان را شکست داد و باکو را تصرف کرد و در منطقه نخجوان سپاه آق قو ینلو ها را در هم شکست و وارد تبریز شد و در سال 880 شمسی و پس از 800 سال از شکست از اعراب مسلمان که با فروپاشی ایران همراه شد ، آغاز حکومت سلسله صفویه به عنوان اولین حکومت ملی بعد از ساسانیان را اعلام کرد، کاری که پدر بزرگ ؛ پدر و برادرش برای رسیدن آن جان خود را از دست داده بودند ، در طی فقط 7 سال تقریبا تمام ایران و حتی عراق را تصرف کرد

از مهم ترین وقایع دوره شاه اسماعیل حمله غافلگیرانه سلطان سلیم اول پادشاه عثمانی به بهانه کافر بودن شیعیان بود که سپاه ایران با 30000 نفر و سلاح های ابتدایی نظیر شمشیر و نیزه و تیر وکمان در برابر چندین برابر سپاه آموزش دیده و مجهز به تفنگ و توپخانه در چالدران بصورت کاملا انتحاری جنگیدند واگر چه فقط 85 نفر زنده ماندند ولی حتی یک نفر تسلیم و اسیر نشدند و حضورشاه اسماعیل در میدان نبرد و جنگیدن در کنار سایر سپاه ایران یکی از افتخارات ایران در جنگها و به اصظلاح شاه جنگ ایرانیان شد و از موارد قابل ذکر اینکه مدت کوتاهی تبریز به اشغال عثمانی ها در آمد و همسر شاه به اسارت رفت ولی برای آزادی همسرش هرگز حاضر نشد یک وجب خاک کشور را از دست بدهد

توجه به این نکته که همسایگی با عثمانی ها ، ابرقدرت آن دوره و هم زبانی و هم مذهبی آنها با بسیاری از اهالی ایران ، صفویان فقط دو مورد برای ایجاد انگیزه در مردم برای جنگیدن با آنها داشتند و آن زبان پارسی و مذهب شیعه بود و همین دو موضوع وجه جدا کننده ایران و عثمانی بود

اتحاد و همبستگی ایران مدیون شجاعت و دانایی صفویان اولیه هست و اگر در زمان قاجارها سرزمین های زیادی را از دست نمی دادیم امروز شرایطی دیگر داشتیم

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٢
comment نظرات ()