از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

گنجینه جواهرات ایران

گنجینه جواهرات ایران

اصولا باید تاریخ ایران را به سه قسمت تقسیم کرد اول از افسانه های پیشدادی تا شکست از اعراب مسلمان ، دوم اززمان شکست از اعراب تا ظهور سلسله صفوی( سال 907 قمری ) و سوم از دوران صفویه به بعد

اما یک فصل مشترک برای همه تاریخ ما وجود دارد و آن هم ارزش داشتن انواع جواهرات نزد عامه مردم و مخصوصا حاکمان و قدرتمندان است

بطور مشخص تا زمان صفویه اطلاعات زیادی در مورد خزانه جواهرات وجود ندارد چون آنقدر مورد هجوم و غارت بیگانگان و حتی هم وطنان بدتر از بیگانه بوده ایم که کاری جز خرابی و کشتار مردم به هزار بهانه چیز دیگری از خود بر جای نگذاشتند

و تنها کالایی که برایشان ارزش داشت بعد از وسائل جنگ از شمشیر تا اسب چیزی با ارزش تر از جواهرات وجود نداشت

ظهور صفویه باعث یک ثبات نسبی در ایران شد مخصوصا بعد از جنگهای طولانی شاه اسمائیل و پسرش شاه طهماسب اول که بنیانگذار و تثبیت کننده صفویان  با عثمانیها بودند.

اینکه جواهرات ایران تا قبل از صفویه کجا بود ؟ مشخص نیست ولی بعد از شکست از اعراب مسلمان ایران حکومت مستقلی که در برگیرند همه ایران باشد و بتواند مدتی طولانی حکومت را در دست داشته باشد وجود نداشت و اصولا آنقدر حاکمان آمدند و رفتند که نمی توان حکومتی را آنقدر متعهد دانست که برای جواهرات مملکت برنامه ای داشته باشد

حکومت طولانی و باثبات صفویه سبب شد که پادشاهان آنها شروع به جمع آوری جواهرات و تدوین برنامه ای برای حفاظت و نگهداری آن کنند و اشخاص ماهری برای خرید و جمع آوری آن از داخل کشور و کشورهای همسایه ، حتی از بازارهای پاریس و .... اقدام نمودند

اما همه تلاشها برای جمع آوری جواهرات با بی لیاقتی شاه سلطان حسین (آخرین شاه صفوی ) به دست معترضین و شورشیان افغان افتاد و محمود و اشرف افغان به روش خودشان گنجینه صفویان را تقسیم کردند و حاصل زحمات شاه عباس به تاراج رفت و دوباره برگشتیم به قبل از صفویه .

ظهور نادر شاه افشار و شکست افاغنه باعث شد که قسمتی از جواهرات دوباره بدست آید و این بار نادر" امانت دار " شد و او که علاقه ویژه ای هم به جواهرات داشت بنایی مخصوص نگهداری جواهرات در کلات خراسان ساخت که برایش یک گاو صندوق بزرگ بود

قسمتی از جواهرات صفوی را محمود و اشرف افغان به فرماندهان سپاه خود داده بودند و آنها پس از شکست از نادر به هندوستان پناهنده شدند وپیام ها و هشدارهای  نادر برای پادشاه هند برای بازگرداندن فراری های جواهر دار به جایی نرسید و نادر هند را تصرف کرد و فراریان را پیدا کرد و در دهلی به دار آویخت و این بار هم جواهرات غارت شده از دربار صفویه را برگرداند و هم در برابر واگذاری حکومت به پادشاه شکست خورده هند ، جواهرات حیرت آور هند را به کلات منتقل کرد البته از مال مفت هر چه خواست به فرماندهان و سربازان و سایر حاکمان محلی هم داد و با احساس پولدار بودن مالیات مملکت را بخشید و بعد از اینکه دید بدون مالیات نمی شود ادامه داد ،  آنچنان ظلمی در مورد مالیات گرفتن راه انداخت که کشور را ویران کرد ونهایتا منجر به قتل او شد

بعد از قتل نادر دوباره جواهرات ایران بدست این و آن افتاد و قسمتی از آن به دست یکی از فرماندهان افغانی نادر که " کوه نور " هم جزئی از آن  بود افتاد که بعدها از هند سر در آورد و نهایتا به ملکه انگلیس " اهدا " شد که هنوز آنجاست  و دیگری بنام " دریای نور " دست فتحعلی شاه افتاد که در نهایت بی سلیقگی یک طرفش را تراش داد و اسم خودش را حک کرد ، در مجموع بسیاری از جواهرات ما را خارجی ها به طرق مختلف صاحب شدند و دیگر نادری پیدا نشد که آنها را پس بگیرد و حالا اگر بخواهیم بسیاری از جواهرات یا سایر آثار باستانی را ببینیم باید منت آنها را بپذیریم  و کسانی که موزه لوور فرانسه را دیده اند می دانند آدم حیرت میکند آن همه آثار چطور بیش از یک قرن بیش بدون لیفتراک و جرثقیل و کامیون توانستند آنها را تا پاریس و لندن و صد جای دیگر ببرند

با به قدرت رسیدن آقا محمد خان و علاقه مفرت او به جواهرات ، دوباره تلاش برای جمع آوری جواهرات شروع شد و حتی او برای بدست آوردن قسمت کمی از جواهرات که در دست شاهرخ نوه نادر شاه ، حاکم کور مشهد بود روی سرش مواد ذوب شده ریخت و خان قاجار برای بدست آوردن جواهرات ، جنایت های زیادی مرتکب شد .

خارج از بحث علاقه آقا محمد خان به جواهرات او ناچار بود جواهرات را از دست دارندگان بیرون بیاورد به دلیل اینکه وجود جواهرات سبب میشد که آنها در فکر جمع آوری سپاه برای شورش کنند و گرفتن جواهرات نوعی خلع سلاح برای دشمنانش بود

در هر صورت آن چیزی که امروز در خزانه جواهرات مملکت است ، هر قطعه آن تاریخی دارد که دانستن آن بسیار جالب است .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱٦
comment نظرات ()