از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

چوپان

 در مسیر رانندگی به آستارا وقتی از رانندگی خسته شدم و خواستم کناری توقف کنم و به طبیعت زیبا و آرامبخش کنارجاده نگاه کنم ناگهان خودم را کنار یک گله گوسفند و " چوپانی دانا " یافتم و تعارف او به نوشیدن یک لیوان چای ، مرا که چندان خجالتی نیستم آسوده خاطر کرد که بنشینم ببینم اوضاع چوپانها چطور است ؟

قبل از هر چیز یاد درس چوپان دروغگو افتادم یادتان است که چوپانه مرض سادیسم داشت و به دروغ میگفت گرگ اومد و مردم هم کار و زندگی را ول می کردند و می رفتند برای کمک ولی می دیدند که چوپان دروغ می گوید تا اینکه یک روز واقعا گرگ اومد و هیچکس به کمکش نیامد .

اصلا چرا بین این همه آدم برای اینکه به ما آموزش بدهند که دروغ بد است چوپان را انتخاب کردند برایم جای سوال بود این همه جماعت دروغگو ، چرا به این قشر بی ادعا گیر داده بودند معلوم نبود مگر دروغگو کم داریم ؟

چوپان ها تخصص های ویژه ای دارند در نواختن نی یا در پیش بینی وضعیت هوا و...

این رفیق جدید و چوپان من البته یک کلاس بالاتر از تمام چوپانها و بسیاری از مردم بود چون داشت روزنامه میخوند و کتاب" ما چگونه ما شدیم " آقای صادق زیبا کلام هم در کنارش بود و به ناگهان نظرم در باره تمام چوپان های عالم عوض شد

رفیق ما با آن رادیوی کوچکش از تمام دنیا خبر داشت یک آمارهایی برایم گفت که روحم خبر نداشت و تحلیلی کامل از شورش ها و انقلابات کشورها و بالاخره در باره مدیریت فعلی کشور خودمان که جالب بود ، می گفت اصلا مگر چه میشود 4 سال هم مدیریت کشور را به ما بدهند ؟ داشت حرفهایش بودار میشد که بحث را کشاندم به وضع مراتع و بیماری و زاد و ولد گوسفندان .

واقعیت این است که شغل شریف چوپانی با شغل پیامبران الهی خیلی شبیه است و پیا مبران هم یا چوپانی کردند مثل پیامبر ما یا بعضی از پیامبران یک جوری با چوپان ها سر و کار داشتند مثل مجادله موسی با شبان ، اصولا تنهایی چوپانی باعث تفکر و تدبر در احوالات عالم میشود، البته چوپان ها خوشبخت تر از پیامبرانند چون با موجوداتی سروکار دارند که برای فریبشان و کشتنشان نقشه نمی کشند و برای نافرمانی تعمدی ندارند   

تشابه شغل چوپان ها و پیامبران در این است که هر دو با موجوداتی سر و کار دارند که موجودات درکشان نمی کنند ، غم کسانی را میخورند که زنده یا مرده چوپان و پیامبر برایشان مهم نیست ، تمام ذهنیت چوپان و پیامبر حفظ سلامت موجودات هست وچیزهایی را می دانند و می فهمند که موجودات از آن بی خبرند و .....

اما ، رفیق چوپان من به شدت طرفدار آقای احمدی نژاد بود و می گفت این یکی بالاخره حق ما را داد و منظورش دریافت نقدی یارانه بود و وقتی پرسیدم خانه ات برق و گاز دارد ؟ جواب داد " نه " ، تازه فهمیدم جریان از چه قراری هست

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۱۳
comment نظرات ()