از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

علل ظهور سلسله قاجاریه

 

تاریخ سلسله قاجار را باید از منابعی محدود از قبایل مغول دنبال کرد و از ظاهر آنان می توان دریافت که آنان اگر چه از ترکستان آمده اند ولی از نژاد خالص مغول نیستند و قطعا از نژادهای ترک بودند

همه منابع ریشه این سلسله را به خانواده ای مهاجرت کرده از طرف هلاکوخان  برای حراست از مرزهای سرزمینهای تصرف شده در مصر و شام می رسانند و رئیس طایفه بنام " سرتاق " از فرماندهان و بزرگان سپاه هلاکوخان بود  و این قبیله بنام " قاجار " پسرش معروف شد  

پس از مرگ سرتاق و به قدرت رسیدن پسرش قاجار ، دوران اقتدار و بزرگی آنان آغاز شد و با اضافه شدن قبایلی دیگر ، جمعیت آنان نیز بیشتر شد بنیان گذاران سلسله قاجار مردمی شجاع بودند که بزرگانی مدیر و شجاع بر آنها حکم می رانند

با ضعف حاکمان مغول  ، طایفه قاجار سرزمین شام ( سوریه امروز )  را به عنوان وطن انتخاب کردند و مقیم شدند .

امیر تیمور گورکان ( تیمور لنگ ) ، نا خواسته سبب قدرت رسیدن دو سلسله صفویان و قاجاریه شد . تیمور وقتی به خانقاه اردبیل رسید تحت تاثیر سلطان علی مرشد وقت خانقاه قرار گرفت و مالیات سالیانه اردبیل را به خانقاه صفویان  بخشید و این آغاز اقتدار صفویان  از نظر مالی شد

از طرفی با تصرف مصر و شامات توسط تیمور ، طایفه  قاجار به دستور تیمور دوباره به ترکستان کوچ داده شدند و در گیر ودار مهاجرت ، گروهی راهی آذربایجان و قفقاز شدند و این وضع ادامه داشت تا شاه عباس  این قوم را به سبب شجاعت برای حراست از مرزهای ایران در برابر هجوم ترکمن ها و ازبک ها به گرگان و استرآباد کوچ داد و قاجاریه از این ماموریت تاریخی سربلند بیرون آمدند  

این قوم با صفویان روابط نزدیکی داشتند و در جنگها در سپاه قزلباش جنگیدند و بزرگی و شجاعت شان را به بقیه اقوام ایرانی قبولاندند

شکست و واژگونی حکومت صفویه توسط افغانها ، فرصتی به قاجارها داد تا خود را به عنوان قومی مقتدر به رهبری  فتحعلیخان نشان دهند اگرچه بی خاصیت بودن دربار شاه سلطان حسین نتوانست از دلاوری قاجارها برای دفع مهاجمان استفاده کند

از زمان سقوط قاجار تا زمان به قدرت رسیدن نادر شاه ، فتحعلی خان فرصتی برای تاخت و تاز پیدا کرد  و بزرگترین مشکل هر حکومت یعنی اختلافات داخلی برای او هم بود وبا درایت بر آنها پیروز شد و وقتی شاه طهماسب گریخته از دست مهاجمان افغان به مازندران رسید  به نزد او رفت و شاه بی کشور و لشگر هم او را بعنوان کفیل و وکیلش انتخاب کرد و با فتحعلیخان راهی استرآباد شد

فتحعلیخان قدر این فرصت و شانس تاریخی را دانست و شاه بی قدرت را همراه خود کرد و این بهترین توجیه برای تصرف تمام ایران بود ولی در جریان تصرف مشهد به آدمی قدرتمندتر و با هوش تری بنام نادر شاه افشار روبرو شد وناجوانمردانه به قتل رسید

به قدرت رسیدن نادر شاه ، آوارگی قاجارها را به دنبال داشت و جالب است قاجارها که برای دفع تهاجمات ترکمانها به آنجا کوچ داده شده بودند حالا به وقت گرفتاری به آنها پناهنده می شدند وتا نادر زنده بود آنها در دشت های ترکمن ها بودند و  ترکمانها در پناه دادن و به قدرت رسیدن آنها خیلی مساعدت کردند

 بعد از مرگ نادر آنها دوباره به استر آباد برگشتند و کینه های قدیم محمد حسن خان و سبز علی بیک حاکم استرآباد که ریشه در مسائل مالیاتی و علاقه حاکم به زن محمد حسن خان داشت سبب جنگی شد که قاجارها به کمک ترکمن ها پیروز شدند و استر آباد را بدست گرفتند

محمد حسن خان مردی دلیر بود که در کنار زنی شایسته اش توانست قدرتی بدست آورد و علاوه بر ری و قزوین و شمال ایران وآذربایجان ، اصفهان را تصرف کرد و شیراز را در محاصره گرفت و این نشان از جنگهایی بزرگ بود برای تصرف هر منطقه  و او بارها در جنگها حتی در جنگ با کریمخان زند پیروز شد ولی مقدمات سروری و بزرگی برایش آماده نبود  

در جریان محاصره شیراز مشکلات معیشتی و پراکنده بودن قومیت های تشکیل دهنده لشگرش او را تا استر آباد عقب نشاند

قدرت گرفتن کریمخان زند  او را در تنگنا قرار داد  و او که از طایفه اوشاق باش بود و توانسته بود طایفه رقیب یعنی یوخاری باش را متحد کند حالا فقط استرآباد را در اختیار داشت و در جنگی در برابر شیخ علی خان زند در مازندران شکست خورد و کشته شد و حکومت زود از راه رسیده قاجار به همان سرعت رسیدن ، به همان سرعت از هم پاشید و پسران محمدحسن خان زندانی و تحت نظر دربار کریمخان قرار گرفتند و خان زند انسان بزرگی بود که همه فرزندان او را به رسم روزگار نکشت یا کور نکرد

بزرگترین پسر محمدحسن خان از بین 9 پسرش ، آقا محمد خان بود ، پسری زیبا ، شجاع و باهوش و تربیت شده توسط پدر و مادری شجاع و باهوش ودر کنار پدر جنگیده بود و پس از گیر و دار جنگ به اسارت به دربار کریمخان زند فرستاده شد با نقصی بزرگ بنام " اخته بودن " که هرگز معلوم نشد این مشکل از کجا پدید آمد ولی همین نقص باعث شد که خان زند از جانش بگذرد و قاجاریه باید از کسی که این کار را کرد ممنون  باشند که همین نقص جسمی جان بنیان گذار پادشاهی قاجاریه را نجات داد  ولی از کینه ای که این مرد بی رحم از زندیه داشت مسلما در جنگ با سپاهیان زندیه به چنین روزی افتاده بود

آقا محمد خان در دربار زندیه در تهران و شیراز به درس و کتاب مشغول شد و منتظر مرگ کریمخان نشست و به آرزویش رسید

کریمخان در تصمیمی عجیب پسر دوم محمد حسن خان یعنی حسین قلی خان که پدر فتحعلیشاه آینده بود را به وقتی که برای دیدار برادر به شیراز آمده بود را به حکومت دامغان گمارد و این پسر کینه دار از کریمخان فرصت را غنیمت شمرد و استر آباد و مازندران را با جنگ تصرف کرد  

حسینقلی خان ، شاید از معدود حاکمانی باشد که با اشاره کریمخان ترور شد چون بعد از چند نبرد بی نتیجه چاره را در ترور او یافتند و  او را کشتند

مرگ کریمخان ، آغاز حرکت آقا محمد خان بود و او با تجربه اندوخته از بی تدبیری خاندان زند و همچنین احترامی که مردم استرآباد به خانواده اش قائل بودند راهی دراز را برای در دست گرفتن حکومت را آغاز کرد

جانشینان کریمخان از پسرش ابوالفتح خان که بر خلاف پدر دائم الخمر بود تا زکی خان و بقیه کسانی نبودند که بتوانند ابهت کریمخان را حفظ کنند و در نهایت بهترین و باهوشترین شان یعنی لطفعلی خان زند هم نتوانست حریفی قدر برای خان قاجار باشد و با رفتار زشت خان قاجار کشته شد وبا کشته شدن  او از زندیه چیزی نماند

و این آغاز حکومت سلسله قاجاریه بود سلسله ای که بنیان گذاران آن دارای شجاعت و تدبیر بود و بیرحمی

 علل ظهور قاجاریه در دو موضوع است بی لیاقتی جانشینان کریمخان و شجاعت و تدبیر قاجارها

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٩
comment نظرات ()