از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

حزین لاهیجی

 حزين لاهيجي ، از نوادگان شيخ زاهد گيلاني و از شاگردان امير سيد حسين طالقاني ، از شعرای بزرگ ایران  در 26 ديماه 1070 شمسي از پدر و مادري لاهيجاني در اصفهان به دنيا آمد

خانواده حزين اهل دانش بودند و حزين گل سرسبد خانواده شد

شايد پس از ناصر خسرو او در بين شاعران بيشترين مسافرت ها را رفت . او براي ديدار بستگانش به گيلان مسافرت كرد و يك سال در محضر علما گيلان بود

در 27 سالگي پدر و مادرش را از دست داد و به شيراز كوچ كرد و بعد از چند سال دوباره به اصفهان برگشت

در سال 1101 شمسي و در زمان هجوم مردم به جان آمده از نابساماني دربار شاه سلطان حسين صفوي به اصفهان و محاصره شهر در اصفهان بود و تجربه وحشتناك سحتي و قحطي را گذراند و اين در حالي بود كه تمام بستگان همراهش در اثر بيماري و قحطي در جريان محاصره مردند

در سال 1111 از ظلم نادر شاه افشار گريخت و از راه بندر عباس خود را به حجاز رساند و به حج مشرف شد و در بازگشت به فارس آمد وبا مشاهده هرج و مرج دوباره راهي سفر شد وبه هند رفت و در اين زمان 43 ساله بود

در هند او نزد حكام هند مورد احترام بود ولي سختي دوران از او مردي پرخاشگر ساخته بود بطوريكه رابطه چنداني با كسي نداشت و هزگز باب مراوده اي با حاكمان نگشود

از او پنج اثر مانده است كه شامل تذكره الشعرا ، ديوان اشعار ، صفير دل ، حديقه ثاني و تذكارات العاشقين  و او از شاعران سبك هنديست  و او علاوه بر اشعار در حكمت و فلسفه و تفسير هم تبحر داشت و محققي براي ساير علوم بود

او 19 سال در بنارس هند زيست و در سن 78 سالگي در آنجا در گذشت و قبرش ، زيارتگاهي براي علاقه مندانش مي باشد

از معروف ترين اشعار حزين ، شعر " اي واي بر اسيري كز ياد رفته مي باشد " است

اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد                       در دام مانده باشد صياد رفته باشد

آه از دمي كه تنها با باغ او چو لاله                در خون نشسته باشد چون ياد رفته باشد

آواز تيشه امشب از بيستون نيامد                    گويا كه خواب شيرين فرهاد رفته باشد 

خونش به تيغ حسرت يا رب حلال بادا                صيدي كه از كمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناكي سازم خبر دلت را                      وقتي كه كوه صبرم بر باد رفته باشد

رحم است بر اسيري كز گرد نام زلفت                 با صد اميدواري نا شاد رفته باشد

شادم كه ازرقيبان دامن كشان  گذشتي             گر مشت خاك ما هم بر باد رفته باشد

پر شور از حزين است امروز كوه و صحرا      مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۳۱
comment نظرات ()