از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

بحرین

میهمانی هایی روزهای نوروز معمولا جایی برای بحث در مورد وقایع جاری است از چند برابر شدن فبض گاز و برق تا وقایع لیبی و بحرین

امروز هم همین مصیبت ادامه داشت ولی در جایی بحث این بود که بحرین ما ماست و استان چهاردهم ماست و شاه بی عرضه از دستش داد و دیگری هم جواب داد شانس آوردند از دست ما در رفتند وگرنه حالا نهایتا چیزی مثل بوشهر و بندرعباس ما بودند

ولی واقعیت چیز دیگریست ، تاریخ بحرین به لحاظ منطقه حکومتی بسیار قدیمی تر از بسیاری از بعضی از کشورهای عربی است حتی همین عربستان سعودی چون عربستان تا ظهور اسلام بصورت قبیله ای و غیر متمرکز بود و دارای حکومتی واحد نبود

بحرین در زمان ساسانیا به منطقه بین بصره تا بحرین امروزی نامیده میشد که حکومت های ایران در آن منطقه حاکم بودند و ساکنان آنجا هم آریائیها بودند

طبق تاریخ طبری نخستین گروه اعراب در قبل از اسلام به علت قحطی و خشکسالی از منطقه حجاز به بحرین کوچ کردند چون بحرین سرزمینی حاصلخیز بود و هست و میهمانان تازه وارد ماندنی شدند

و عجبا که مردم بحرین در جایی که حاضر نبودند مهاجران عرب را بپذیرند ناچار به جنگ شدند و از آنها شکست خوردند و این در زمانی بود که بحرین تحت حکومت ایران بود و درنهایت میهمانان و مهاجمان عرب ساکن بحرین شدند

در قبل از اسلام هم بحرین شرایط آرامی نداشت شورش های زمان اردشیر بابکان و شاپور ذوالاکتاف که برای سرکوب شورشیان کتف شان را سوراخ کرد و طناب عبور داد و بهم بست ، نشان می دهد همیشه برای اداره آن سرزمین برای شاهان ایرانی مشکلاتی بود ولی رفتار شاپور باعث شد تا ظهور اسلام بحرین در حکومت ایران باقی بماند و اصولا در طول 400 سال دوره ساسانیان بحرین منطقه آرامی بود جنگ های طولانی و بی نتیجه خسرو پرویز با رومیان ایران را کاملا به ورشکستگی کشاند چیزی که در نهایت به از هم پاشی امپراتوری ایران و شکست از اعراب مسلمان انجامید

پیامبر علاوه بر نامه های که برای شه ایران و قیصر روم فرستا ، نامه ای هم به منذر بن ساوی حاکم بحرین فرستاد وحاکم بدون توجه به حکومت ایران که خود از طرف آن حاکم بود اسلام را پذیرفت و این نشان بزرگی از ضعف حکومت مرکزی را نشان میدهد و بدین ترتیب بحرین از حکومت ایران خارج شد اگرچه بعد از رحلت پیامبر از اسلام برگشتند اما در زمان خلیفه دوم خیلی مسلمان شدند و خراج 800000 درهمی به مدینه فرستادند

در فاصله شکست امپراتوری ایران تا زمان شاه اسماعیل اول صفوی ، اصولا ایران حکومتی نداشت تا ادعای مالکیت جایی را داشته باشد اما در مواقعی که ایرانیها به قدرت رسیند مثل دیلمیان ، زیر پرچم ایران بود ولی در هرصورت حتی اگر سفرنامه ناصر خسرو راملاک قرار دهیم اکثر ساکنان ایرانی بودند و ادامه داشت تا تمام جزائر خلیج فارس را پرتغالی ها تصرف کردند

قدرت گیری ایران در دوره صفویه بحرین را تحت حکومت ایران آورد ولی ضعف دولت های ایران در سالهای بعد و دخالت های انگلیس باعث شد در سال 1783 خانواده سنی مذهب آل خلیفه بر بحرین اکثرا شیعه به حکومت برسند و انگلیسیها در سال 1820 با انعقاد قرار داد با بحرین ، آن را تحت الحمایه خود گرفتند ولی بعد ها همین قرارداد را مبنای استقلال بحرین قرار داد

150 سال دخالت مستقیم انگلیسی ها و وارد نمودن اعراب آواره از کشورهایی مثل فلسطین منجر به عربی کردن بحرین شد و بعدها با دخالت سازمان ملل و حتی مصوبه مجلس ایران بحرین برای خودش شد کشور

واقعیت این است ما نمی توانیم هر روز با در جنگ و دعوا باشیم و کشور را ضعیف کنیم بعد منتظر باشیم بقیه کاری به کار ما نداشته باشند و نمی توان گوشت را وسط اتاق گذاشت و از گربه انتطار شرم و حیا داشت

اگر قرار بر ادعا باشد ما یک طومار ادعا داریم که کمترینش بحرین است ولی بهتر است فعلا کلاه خودمان را محکم نگه داریم

اصولا وقتی انگلیسی ها در تعیین نوع حکومت یا قدرت رسیدن عده ای یا تعیین مرز دخالت کنند مطمئن باشید برای ابد اختلافات آن منطقه حل نخواهد شد و برای بحرین ، کشمیر هند و پاکستان و... اختلافات و ادعا ها ادامه خواهد داشت

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٥
comment نظرات ()