از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

علل ظهور و سقوط حکومت ها

با سقوط حکومت مصر و تونس و در انتظار سقوط بودن تعدادی دیگر ، جای یک بررسی بی طرفانه و همه جانبه در مورد علت سقوط حکومت ها خالی است و یا اگر هست آنقدر طولانی و حاشیه پردازی شده است که اصل موضوع فراموش می شود

نمی توان علت سقوط را بررسی کرد مگر اینکه اول نحوه ظهور و بوجود آمدن حکومت ها را فهمید

اصولا حکومت ها ی موجود در طی 3000 سال گذشته به یکی از علل زیر بوجود آمدند

اول : قدرت برتر یک قبیله بر قبایل دیگر و یا قدرت جذب قبایلی دیگر برای پیروز شدن بر دیگر قبایل کم جمعیت تر ویا متفرق تر و افزایش قلمرو خود و برخوردار شدن از امکانات شکست خوردگان و توسعه حکومت یا استقرارحکومت جدید

دوم : هجوم حکومت های قویتر به قلمرو های بی دولت و حکومت و تشکیل حکو مت های جدید ، برای در اختیار قرار گرفتن سرزمین های جدید اگر چه بصورت غیر مستقیم

سوم : ضعف حکومت های موجود و طمع و اقدام افراد همان حکومت برای در اختیار گرفتن حکومت با این پیش فرض که خود بهتر از حاکمان فعلی می توانند حکومت کنند

چهارم : فساد و ضعف و تفرقه درحکومت موجود و برقراری قوانینی که با روحیه اکثریت مردم سازگاری ندارند توام با انواع فشارها بر مردم و اقدام مستقیم مردم برای تغییر حکومت

پنجم : هجوم حکومت های قویتر بر دولت های ضعیف تر و تصرف قلمرو آنها و ایجاد حکومتی جدید

ششم : وحدت و همبستگی چند حکومت و سرزمین و ایجاد حکومتی جدیدتر و قویتر

هفتم : هجوم افرادی با عقاید مذهبی و از قبایلی مختلف ، برای تصرف سرزمین های دیگر و تشکیل حکومت برای جذب مردم به عقاید مذهبی برای توسعه دین و مذهب

علل سقوط

اول : شکست از حکومتها و قبایل مهاجم و قویتر( غیر قابل مذاکره ) مثل عراق و افغانستان

دوم : اختلاف و ضعف در بزرگان حکومت و اقدام نظامیان یا گروه هایی از همان قلمرو حکومتی برای در اختیار گرفتن حکومت مثل حکومت های صفویه ، زندیه ، قاجار

سوم : جدا شدن حکومت های محلی یا استانی و ایالتی از حکومت مرکزی و تشکیل حکومت های جدید مثل جمهوری های شوروی سابق یا یوگسلاوی

چهارم : اشتباهات متعدد حکومت ها در برآورد طرفداران خود و اشتباه تصور کردن اقلیت معتقد یا منتفع بجای اکثریت خاموش یا سرکوب شده و از دست دادن دوستان کلیدی خود و گرایش به عده ای خاص در حکومت و دلخوش کردن به شرایط جهانی و نادیده گرفتن کارهای غیر قانونی طرفداران و پذیرش هر حرف و ایده غیر منطقی ولی به نفع خود و نادیده گرفتن حق انتخاب مردم در انتخاباتی که با قوانین خود برگزار کرده است و مخالفان را به بیگانگان منصوب کردن ، نادیده گرفتن وضع معیشت مردم ، گماشتن افرادی خاص و بستگان در مراکز قدرت و ... همه و همه مردم را به نقطه ای میرساند که جز ساقط کردن حکومت به چیز دیگری راضی نخواهند شد ، حکومت بر آمده از قیام مردم هرگز نمی تواند لزوما همان خواسته اولیه مردم باشد و امکان دارد مشکل حکومت قبلی به نحوی جدید و شاید بدتر دوباره ظهور کند ولی در هر صورت حکومتی جدید است با این پیش بینی که حکومتی جدیدتر در انتظار جانشین شدن آن ، نمونه آن انقلاب های فرانسه و روسیه

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٥:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٠
comment نظرات ()