از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

ترجمه زهر الربیع

در صفحه 46 کتاب ترجمه زهرالربیع نوشته سید نعمت الله جزایری به تصحیح آقای جلال الدین غروی آملی از انتشارات کتابفروشی اسلامیه داستانی نقل شده است بدین شرح :

مردی حمالی را طلبیده و گفت این صندوق شیشه را بردار و بخانه ببر تا ترا سه خصلت پسندیده تعلیم کنم ، حمال صندوق را برداشت و با هم میرفتند چون ثلث راه طی کردند حمال گفت خصلت اول را بگو صاحب صندوق گفت اگر کسی بتو بگوید که گرسنگی از سیری بهتر است باور مکن ، چون به نصف راه رسیدند حمال گفت خصلت دوم را بفرما ، گفت اگر ترا بگویند پیاده رفتن بهتر از سواریست قبول منما ، چون به در خانه رسیدند حمال خصلت سوم را طلب نمود صاحب صندوق گفت اگر کسی یگوید حمال از تو ارزانتر پیدا می شود باور مکن ، پس حمال صندوق را از دوش بینداخت و آنچه شیشه در آن بود بشکست و به صاحب صندوق گفت اگر کسی به تو بگوید که یکی از شیشه ها سالم مانده است باور مکن

این داستان را برای این گفتم که اگر فکر کنیم حاکمی یا شخصی با دروغ و فریب ملتی را احمق فرض کرد و فریب داد و سالیانی چند بر آنها حکومت کرد و در نهایت ملت او را سرنگون نکردند ، بشنویم ولی باور نکنیم

تا دلتان بخواهد نمونه داریم از شاه خودمان تا حسنی مبارک و بن علی و ...

و بیاد داشته باشیم تاریخ تعطیل پذیر نیست و تا دنیا هست به قدرت رسیدن و از اسب مست قدرت افتادن ادامه دارد

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱٧
comment نظرات ()