از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

حقوق بشر

 

همه ما اصطلاح " حقوق بشر " را شنیده ایم و فکر میکنیم این حقوق را فقط باید حکومتها در رابطه با مردمشان رعایت کنند در صورتیکه موضوع خیلی فراتر از رابطه حکومت و مردم است .

چند روز پیش در خیابان اصلی گلسار رشت ، ماشین را در فاصله 100 متری محلی که قرار ملاقات داشتم پارک کردم واز پنجره اتاقی که جلسه داشتم می توانستم ماشین را ببینم ، شاید در یک لحظه متوجه شدم یک برگه با کمک برف پاک کن چسبیده است به شیشه ماشین ، واقعا از سرعت عمل پلیس تعجب کردم که همه ماشیها را جریمه کرده بود در صورتیکه من هر چند دقیقه یکبار نگاه میکردم . بعد از جلسه وقتی به ماشین رسیدم در نهایت تعجب دیدم از این برگه های تبلیغاتی است که نوشته بود : قالیشوئی ... تعمیر و ترمیم و رفو و شسشو با آخرین تکنولژی اروپا ، آیا نگران کردن کسی به هر وسیله ای ، نقض حقوق بشر نیست ؟

در حالی که در آرامش بسر میبرید ناگهان صدای تلفن همراهتان بلند می شود و متوجه میشوید پیامک ( اس ام اس سابق )   دارید می بینید یک پیام از فلان شرکت یا فلان محصول که ممکن است تمام عمرتان احتیاجی به کالا یا خدمات آن نداشته باشید به همراه شما رسیده باشد ، آیا این مزاحمت و عدم رعایت حقوق مردم نیست ؟

درب ورودی منزل را با هزینه ای گزاف نقاشی می کنید و چند روز بعد می بینید انواع برچسب های تبلیغاتی اعم از تدریس خصوصی ، آژانس مسکن ، تاکسی تلفنی تا لوله بازکنی و نظافت منزل را به آن چسبانده اند ، آیا این عدم رعایت حقوق مردم نیست ؟

پس نتیجه میگیریم که حقوق بشر حقوقی است که در مرحله نخست حکومت و بعد همه مردم نسبت به هم باید رعایت کنند

حقوقی که انسان بعنوان اشرف مخلوقات خداوند به او داده است بستگی به مکانی که بدنیا آمده و یا زندگی میکند متغیر است و هر چقدر انسان برای خودش حقوقی قائل شود دلیلی بر این نیست که از آن برخوردار باشد بطور مثال بگوئیم حق مردم است که در انتخاب محل سکونت یا انتخاب شغل یا رشته تحصیلی آزاد باشند حرف گزافی زدیم چون "حق بدون امکان دسترسی " معنی ندارد .

حقوق اولیه انسان یعنی از هوای پاک تنفس کردن تا احساس امنیت کردن ، حقوقی است که انسان با داشتن آنها شروع به پیشرفت و تعالی میکند وگرنه وقتی انسان امنیت غذا و پوشاک و... نداشته باشد برایش په فرقی میکند که در فلان قاره چه خبر است ؟

"حقوق بشر " اصطلاحی هستند که حکومتها هر طور بخواهند آن را تفسیر می کنند ، شما در طول تاریخ حاکمی را نخواهید یافت که خودش گفته باشد من دیکتاتورم یا آدمکشم حتی نرون ، چنگیز ، تیمور و... آنها برای کارهای خود توجیهاتی داشتند و خود را انساندوست و وطن پرست و خداترس معرفی میکردند حالا این توجیهات برای به قدرت رسیدن یا درقدرت ماندنشان بود تا توجیهات دینی و مذهبی و بدترین نوع دیکتاتوری ، دیکتاتوری دینی است چون از اعتقادات مردم سو استفاده می شود و اشخاصی که به دیکتاتور کمک میکنند از روی اعتقاد کار میکنند حتی حاضرند جانشان را فدا کنند این را می توانیم از دوران حکومت کلیسا به روشنی ببینیم

از طرفی همین تفسیر از مفهوم حقوق بشر می تواند چماقی بشود در دست بعضی از قدرت ها برای ایجاد محدودیت برای دیگران

همه انسانها در درونشان یک حس دیکتاتور بودن و زور گفتن وجود دارد و اگر ما به انبیا و اولیا احترام میگذاریم به این خاطر است که این حس را در خود ازبین برده اند ولی وقتی انسان در موضع قدرت قرار گیرد و بخواهد قدرت را در هر شرایطی حفظ کند ویا در خود احساس تکلیف کند برای حفظ آن(یا به هر دلیلی ) و اطرافیان هم برای سود جستن از موقعیت ، حاضر به انجام هر کاری باشند در چنین وضعی انسان خواسته یا ناخواسته مجبور است دیکتاتور باشد چون نمی تواند با آزاد منشی و رعایت حقوق مردم قدرت را حفظ کند و کسانی که در قدرت رسیدن او نقش داشتند تا روزی که در قدرت شریکند ، وفادارند و وقتی رانده شدند میشوند " اپوزوسیون " یا همان "مخالفان حرفی" ، میتوانید از تروتسکی تا هر کسی خواستید مثال بزنید

بنیاد نقض حقوق بشر عدم امکان انتخاب حاکمان توسط مردم است و این همون چیزی است که ریشه تمام انقلابها و قیامها و شورشهاست ، انتخابی که مردم از فرآیند و نتایج آن مطمئن شوند   

امکان ندارد در کشوری مثل کره شمالی ، لیبی و.... به مردم فرصت انتخاب بدهند و برایشان حقی قائل شوند و حکومت فعلی ادامه پیدا کند

آن چیز که مردم را از حکومت گریزان میکند 2 چیز است : اول ،وضعیت بد معاش و وضعیت اقتصادی دوم، محدود کردن مردم در انتخاب حاکمان ، اگر مردم بتوانند آن کسی که میخواهند حاکم باشد ، با کمبود ها هم کنار می آیند

رعایت حق مردم توسط حکومتها ، اساس بزرگی و وقار یک ملت است و باعث ماندگاری حکومت منتخب مردم

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢٧
comment نظرات ()