از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

تیمور لنگ

امروز مصادف است با سالمرگ امیر تیمور گورکانی معروف به تیمور لنگ میباشد (البته او از وقتی داماد حاکم ماورالنهر شد به لقب گورکان به معنای داماد مفتخرشد )او زاده شهر " کش " از توابع سمرقند بود . نسب او را به چنگیز میرسانند ولی اطمینانی نیست و در 26 سالگی حاکم شهرش شد اما سال بعد فراری شد و به خراسان و بعدها به قندهارو در نهایت به سیستان گریخت و در جریان حمله حاکم سیستان برای دستگیریش چنان مجروح شد که تا پایان عمر پای راستش درمان نشد و توان درست راه رفتن برایش امکان پذیر نشد و معروف شد به " تیمور لنگ  

ایام التیام جراحات او همزمان شد با با مرگ حاکم ماوراالنهر پس از چند بار شکست و پیروزی در نهایت بطور مشترک با برادر زنش تمام ماوراالنهر را تصرف کردند ولی با مرگ زن تیمور جنگ بینشان شروع شد و پس ازچند جنگ وصلح نهایتا تیمور پیروز شد و شد حاکم مطلق و در این زمان 35 ساله بود و سال 771 ه ق آغاز جهانگشایی او بود که دنیایی را به خاک و خون کشید

اولین لشکرکشی او بعد از این تاریخ به خوارزم بود که مجبور شد طی 9 سال 4 بار لشکرکشی کارد و در نهایت آنچنان خوارزم را خراب کرد " بطوری که حتی دیواری پیدا نمیشد تا کسی در سایه آن دمی بیاساید "

پس از خوارزم به خراسان حمله کرد اول هرات بعد نیشابور و سبزوار را گرفت و پس از بدست آوردن خزائن بیشمار و کشتار بی امان مردم به بخارا برگشت

اما 2 سال بعد دوباره به خراسان حمله برد و یاغیان را مغلوب کرد و برگشت و دوباره خراسانیان قیام کردند ، اینبار پسرش را راهی هرات کرد و او " از سر مردم هرات مناره ساخت " و اموالشان غارت شد

در مازندران در این زمان سادات مرعشی ( قوامی ) حکومت میکردند حمله سادات به گرگان بهانه به دست تیمور داد و او علاوه بر ما زندران ، زنجان را هم تصرف کرد ولی مازندران را مجددا در اختیار حاکم تسلیم شده ( سید قوام الدین ) گداشت

او گرگان ، ری ، لرستان ، تبریز وارمنستان را گرفت و بعد هم گرجستان را تصرف کرد و حاکم آنجا را به قبول اسلام واداشت

اینبار نوبت اصفهان بود ، بزرگان اصفهان پیشنهاد دادند که از قتل و غارت چشم بپوشد و " مالی " دریافت کند و برود و تیمور کسان خود را برای دریافت مال به داخل شهر فرستا ولی اعمال زشت آنها در تعدی حتی به ناموس مردم ، اصفهانیها را مجبور به قتل آنها کرد و تیمور به شهر آمد و دستور داد 70000 سر از کشتگان اصفهان را به او بدهند که با سر مردم اصفهان 28 " مناره " ساخت و راهی شیراز شد

بعدها به هندوستان رفت و در آخرین جنگ هند در نزدیک دهلی 100000 هندی را کشت و هند را غارت کرد

در جریان تصرف عثمانی ( ترکیه امروز قسمتی از آن عثمانی میباشد )، سلطان بایزید را به اسارت گرفت و در جنگی در حوالی آنکارا ، ارتش عثمانی را شکست داد و سلطان آنها را در یک قفس آهنی با خود به اطراف میبرد برای تماشا و عبرت بعضیها

تیمور و چنگیز در کشتن مردم و غارت آنها شبیه بودند ولی اگر چنگیز چیزی بنام آثار تاریخی و باستانی نمی فهمید ، تیمور می فهمید

تیمور را میتوان با نادر شاه افشار مقایسه کرد " جهانگیر " ولی فاقد تدبیر " جهانداری " و همچنین هرگز در دوران این دو پادشاه هیچ وزیر با تدبیری معرفی شد و اطرافیان او در نهایت یک منشی بودند

تیمور " مذهب " را بهانه قتل و غارت خود قرار داده بود و بطور واضح شهر دمشق را به همین علت تصرف کرد

وسعت سرزمینی که تیمور حکومت میکرد از وسعت سرزمینهای چنگیز کمتر بود و برای جبران برنامه تصرف چین را داشت که مرگ به فرصت نداد .تیمور یک جهانگشای جنایتکاربود که از غارت مردم سیر نمی شد و مذهب را بهانه ای برای کشتن و غارت مردم لازم داشت و هرگز از کشتن و تاراج مردم نه خسته شد و نه سیر

این اعجوبه کشورگشایی و کشتار و تاراج ، در نهایت و در 71 سالگی در مسیر تصرف چین ، سرما خورد و در نوشیدن شراب افراط کرد و مرد .این سرنوشت کسی بود که بیش از " طاعون " و " وبا " کشتار میکرد و فرزندان او هرگز نتوانستند ارثیه آغشته به خون او را حفظ کنند ، چون بدست آمده از ظلم به مردم پایدار نیست

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢٤
comment نظرات ()