از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

تحویل بازار

  می گویند زمانی که میرزا خلیل خان فهیم‌الملک ( فهیمی )سفیر کبیر ایران در ترکیه بود،رضاشاه سعی داشت روابط ایران و ترکیه را تا آنجا که  ممکن است بهتر سازند. بنابراین غالبا در شرفیابی‌ها با سفیر کبیر ترکیه در ایران بیشتر گرم می‌گرفت. مثلا بر خلاف معمول فقط با وی دست می‌دادند و گفتگوی دوستانه می‌کردند و می‌خندیدند، در نتیجه سفیر کبیر ترکیه در ایران که از این محبت شاد و سرشار از غرور بود عکس شرفیابی خود را برداشته و به ترکیه می‌فرستاد. آتاتورک که این تفقد و محبت شاهانه را می‌دید سعی می‌کرد با سفیر کبیر ایران در ترکیه همین معامله را کرده و بیشتر وی را مورد محبت قرار دهد حتی در ملاقات‌ها با وی دست داده و او را مورد احترام بیشتری با سایر سفرا قرار می‌داد. در حقیقت مسابقه‌ای بود بین رضاشاه و آتاتورک در محبت و ابراز مرحمت به سفرای طرف دیگر. یک روز شاهنشاه ایران دست روی شانه سفر کبیر ترکیه نهاد و با وی به صحبت مشغول شد و این عکس چون به آتاتورک رسید، آتاتورک سفیر کبیر ایران را که در آن زمان مرحوم فهیم‌الملک بود را در آغوش گرفته بوسید. همان روز این عکس را مرحوم فهیم‌الملک برای رضاشاه فرستاد. چون مرحوم فهیم‌الملک مردی شوخ و بذله‌گو بود و گاهگاهی حتی در حضور شاه بذله‌گویی می‌کرد، به دنبال عکسی که از درآغوش گرفتن حضرت آتاتورک برای رضاشاه فرستاده بود این عریضه را هم ضمیمه کرد که : از پیشگاه اعلیحضرت شاهنشاه استدعا می‌شود تفقد خود را نسبت به سفیرکبیر ترکیه در همین جا متوقف فرمایند زیرا به طوری که در این عکس ملاحظه می‌فرمایند وضع چاکر به تدریج با حضرت آتاتورک به خطر افتاده است!!!

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٦
comment نظرات ()