از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

کپسول گاز

معمولا هر تعطیلی که پیش می آید (به عزاداری و جشن بودنش هم ارتباطی ندارد ) عده ای از مردم برای چند روز یا چند ساعت استراحت و استنشاق هوای سالم به استان گیلان می آیند .

این چند روز تعطیلات عید قربان هم مثل همیشه بود و با این تفاوت که با حضور این همه مسافر و میهمان کپسول گاز پیدا نمی شد و بیا ببین چه خبر است .

در این بلبشو یکی می گفت :

این دولت اول به وضع کپسول های گاز رسیدگی کند بعد به مدیریت جهان فکر کند ولی مشکل من این است که کپسول گیرم نیامد و اینکه دولت چی میفرماید زیاد مهم نیست .  

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٦
comment نظرات ()

کومور 2

نمی دانم کدام شیر پاک خورده ای این کشور کومور را پیدا کرد که حالا هر کی اونجا بخواهد حرفی بزند یا منت میگذارد سرما یا تهدید میکند و یا .... ، در سایت تابناک نوشته بود که معاون رییس جمهور کومور فرمودند که " علت عقب ماندگی کومور داشتن رابطه با ایران است که اگر خودش رییس جمهور شود رابطه با ایران را قطع خواهد کرد " .

خدایی حرفی برا گفتن نیست الا که زیر لب بگوییم " از ماست که بر ماست " یعنی " حق مونه " .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٥
comment نظرات ()

دکتر سید حسین فاطمی

امروز ١٩ آبان سالروز اعدام دکتر فاطمی است مردی قابل احترام و با عمری کوناه و پر اثر .

او در روز عاشورای ١٢٩٧ در نایین به دنیا آمد ، در اصفهان دبیرستان را تمام کرد و در فرانسه دکترا گرفت و روزنامه نگاری و نمایندگی مجلس و معاون پارلمانی نخست وزیر را گذراند و در ٣٣ سالگی وزیر خارجه شد .و در این مدت هم از یک ترور سخت جان به در برد .

دکتر مصدق در مورد او گفت :

اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است از آن کسی است که اول پیشنهاد را نمود  باید سپاسگزاری کرد و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است .

در تمام مدت همکاری با این جانب حتی یک ترک اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد .

او در مورد علت اعدام خود میگوید :

می دانید چرا من کشته میشوم ؟ من برای این کشته میشوم که اولین کارم در وزارت خارجه به دستور پیشوای نهضت ملی بستن سفارت و قنسول خانه انگلیس در ایران بود ..... .

ولی نمی دانستم تا دربار هست انگلیس نیاز به سفارت ندارد .

و خطاب به آزموده دادستان نظامی گفت :

من می میمیرم که نسل جوان ایران از مرگ من عبرت گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت کنند .

یادش گرامی باد  

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٩
comment نظرات ()

کمونیست 3

دو ماه بود رفیق مان تهران نبود رفته بود غرب کشور داشت یه خط تولید پشم سنگ نصب می کرد ، کارش همین کارا است ، فنی هست و طبق اعتقادش کارگر است .

تا برگشت تهران اومد سراغ ما و دوباره روز از نو روزی از نو . این بار ما رو کشاند پارک زنانه نشاط که چون جمعه بود از انحصار خانمها خارج شده بود و به اصطلاح مختلط شده بود ، از دست دوچرخه سوارها و تنیسورها و والیبالیست ها و... در رفتیم و جای د نجی پیدا کردیم و وقتی خیالش راحت شد که مانیفیست را فهمیدیم  ، رفت سر مبحث جدید .

" تاریخ و منشا تحولات تاریخی "   این سر فصل سخنرانی رفیق ما در اجتماع چهار نفره ما البته با احتساب خودش بود که قرار بود درجمع مستمعین سه نفره ما ایراد بفرمایند .

ولی ما تا کلمه تاریخ را شنیدیم یاد آغا محمد خان و نادرشاه و کریمخان افتادیم و این موضوع کش پیدا کرد تا اسکندر و تیمور و چنگیز و.... وداشتیم همه را محکوم می کردیم که رفیق ما گفت موضوع" تاریخ " نیست " منشا تحولات تاریخی " است و چون درست نفهمیدیم ساکت نشستیم .

فرمودند ریشه تحولات تاریخی در تناقض و مبارزات بین طبقه کارگر که همان" پرولتاریا " بوده است و میباشد از یک طرف و سرمایه داران و حاکمان طرفدار آنها از طرف دیگر می باشد . زود پریدیم پرسیدیم که یعنی همه جنگ و دعواها بین این دو گروه بود ؟ گفت گوش کنید تا آخر شاید فهمیدید .

این یعنی بنیان و ریشه همه جنگ ها برخورد منافع اقتصادی بین دو گروه می باشد مثل مبارزه بین برده و برده فروش یا زمین دار که میگفت " فئودال " با کشاورزان بی زمین و در آخر هم بین سرمایه داران و کارگران می باشد .

گفتیم پس جنگهای مذهبی و غیر اقتصادی کجای این تاریخ و تحولاتش قرار دارند ، فرمودند به آن هم میرسیم .

 رفته بودیم در عمق مفاهیمی که درست نمی فهمیدیم که دیدم یک افسر نیروی انتظامی مستقیم در چشمان من نگاه میکند به طرفم می آید ، اول خودم را بی خیال نشان دادم  که حساب پاک است و از محکمه باکی نیست .

نمیدانم سرهنگ بود یا سرگرد ولی آمد جلوی من ایستاد و پرسید : ببخشید شما اسمتان حسینی نیست ، کاملا شناسایی شده بودم ولی به کدام جرمی نمی دونستم ، گفتم بله ، آنچنان دست داد و روبوسی کرد که کاملا گیج شدم .

با حضور این میهمان گرامی از شر بحث های کمونیستی خلاص شدیم ولی وقتی گفت یادت هست سال 64 در زمان بمباران باختران سابق و کرمانشاه فعلی از ترس شیرجه زدی توی جوی آب کنار خیابان ؟ حالم گرفته شد ، خدای من این دیگه از کجا پیداش شده ؟  حالا با این خاطرات که ابرویی برای من نمی ماند و من هرگز خاطره ای از ترسیدن یادم نیست برای کسی تعریف کرده باشم اما ظاهرا این افسر مملکت هم دوره ما بوده و اگر فرصت میدادیم خاطرات بدتری از ما بیادش میامد ، شروع کردم از زمین و زمان سوال کردن و ظاهرا وقتش تمام شد و گرم خدا حافظی کرد و رفت و من خلاص . ولی آخر هم من یادم نیومد که کجا با هم بودیم ؟  رفیق ما آمدن ایشان را زنگ تفریح تصور کردند و می خواستند ادامه بحث را پی بگیرد که دوباره مسابقه فوتبال بدادمان رسید .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱۸
comment نظرات ()

کمونیست 2

گفته بودم دوباره رفیق ما هوس بازنگری در اصول کمونیسم به سرش زده بود و حالا با مدارک و دلایل متقن که شامل دو برگ کاغذی بود که در اتوبوس شرکت واحد پیدا کرده بود ،  آمده بود سراغ ما .

روز جمعه ای بعد از صرف ناهار آنهم با سیر ترشی ، خواستیم یک چرتی بزنیم ودر آفاق و انفس سیر کنیم تا سرحال بنشینم بازی ملوان و پرسپولیس را ببینم که آمد دنبالم و وقتی رفتم پایین دیدم دو نفر رفیق ما را از قبل سوار کرده و بنده های خدا روی صندلی عقب نشسته بودند انگاری " کا گ ب " دستگیرشان کرده بود ولی با این تفاوت که یکیشان داشت " رد بول " میخورد البته مینوشید و نفر دیگر هم داشت سیگار میکشید و فکر میکرد .

بدون هر مشورتی ما را برد پارک اندیشه بین چهارراه قصر و سید خندان ، مدتها بود اونجا نرفته بودم و همان اول فهمید یم برادران عزیز نیروی انتظامی در یک عملیات  متهورانه      " فروشنگان و مصرف کنندگان مواد مخدر ، ساقی ها ، جیب بر ها ، از خانه فرار کرده ها و انواع پدید ه های نا گفتنی " را موقتا وادار به عقب نشینی کردند  .

داشتیم عزیزان را تحسین میکردیم و آرزو میکردیم که این کار همیشگی باشد که نوجوانی از کنار ما رد شد که نمی دانم آهنگ کی از موبایلش پخش میشد که میخوند " کی گفته که مشت منو وا کنی     پیش حسودا منو رسوا کنی " هر قدر فکر کردیم یادمان نیامد که این موسیقی مال بتهوون بود یا هایدگر ، بالاخره سن که بالا میرود کمی فراموشی هم همراه می اورد .

خودمان را جمع و جور کردیم که حرف های جدید از کمونیسم را بشنویم که رفیق ما گفت :

خوب دقت کنید میخوام از " مانیفیست " کمونیسم شروع کنم که ما سه تایی بطور هماهنگ گفتیم " چی چی فیست ؟ " گفت " مانی فیست " که صدای پسر بچه ای آمد که " بله بفرمایید " گفتیم با تو نبودیم عمو جان گفت مگر صدا نکردید " مانی " خوب اسم من مانیه ، با اخم رفیق کمونیست ما بچه از خیر صحبت با ما گذ شت و رفت و ما برگشیم سر مانیفیست .

رفیق دیگر ما گفت بابا این که ربطی به کمونیسم نداره بلکه مربوط به خانم هاست که جواب داد اون " فمینیست "  هست دلبندم .

گفتیم خوب مانیفیست یعنی چی ؟ کمی فکر کرد و اخمهایش را کشید پایین و نگاهی عاقل اندر سفیه به ما انداخت و گفت یعنی " دیکلریشن " ، بد تر شد مانیفیست را چندین سال بود میشنید یم و به گوش ما آشنا بود ولی این یکی را معلوم نبود چه کار کنیم و بقولی کجای دلمان بگذاریم و بد تر از همه نمی توانستیم درست تلفظ کنیم ولی بالاخره فهمیدیم همان اعلامیه خودمان است که اصل و اساس و فلسفه و اهداف را بیان می کند  .

اصولا کمونیست های غیر روس انگلیسی را خوب بلدند شاید چون نطفه کمونیسم در لندن بسته شد . رفتم توی فکر که کمونیسم را مارکس و انگلس آلمانی اختراع کردند و حسب اتفاق انگلس خرج زندگی مارکس را میداد تا خودش و خانواده اش از گرسنگی تلف نشوند یعنی بنیان گذارنظریه و تئوری کمونیسم خودش به شدت مشکل اقتصادی و معیشت داشت ، خوب معلوم است که آخر کارصاحب نظریه به کجا ختم می شود ، حالا فکر میکنید اگر این نظریه خوبی بود چرا اول آلمانیها یا انگلیسیها به کار نگرفتند ؟ و چرا قرعه بنام روس های بیچاره افتاد؟ ، به نظرم کل ماجرای کمونیسم برای عقب نگه داشتن روس ها و .. بود در هر صورت کار کار انگلیسی ها بود .حالا چطور عقل روس ها به این موضوع نرسید ولی من که معنی مانیفیست را دو دقیقه پیش فهمیدم موضوع را گرفتم دیگه مشکل روسهاست و به من مربوط نمیشود .

 جر و بحث بین ما زیاد شد و وقت گذشت که متوجه شدم یک ربع دیگه بازی شروع می شود ، کمونیست بازی را تعطیل کردیم و به سرعت آمدیم پای تلویزیون .

 حیف نیست فوتبال به این زیبایی را ول کنیم بنشینیم مانیفیست معنی کنیم ؟

بقیه را هر روز حال داشتم می نویسم     

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٤
comment نظرات ()

کمونیست

ما یک رفیق کمونیست داریم اما تومانی 11 ریال با کمونیستهای دیگر فرق دارد تا سالیان سال ما گرفتار " پرولتاریا " و " بروژوا " بودیم ولی چند سال قطع شده بود و بدبختانه چند ماه هست دوباره شروع شد وما را نگران کرده است .

بگذریم ، همانطور که به عرض مبارکتان رساندم این رفیق کمونیست ما با سایر موجودات کمونیسم مسلک فرق دارد  ، گاهی گداری نماز هم میخواند و ماه رمضان را به بهانه چربی و کلسترول و قند و ال دی ال و بیشتر از همه ترک سیگار روزه میگرد البته این ترک سیگار حالا تقریبا 30 بار تکرار شده است ولی بعد عید فطر میگوید زندگی بدون سیگار نه نه و تا ماه رمضان دیگه روزی یک بسته میکشد .

تقریبا وقت گرفتاری یاد امام هشتم و تمام امام زاده ها می افتد ، مثلا وقتی چک دارد و نزدیک سر رسید است و هنوز " کم " دارد مسلما شب جمعه امام زاده صالح باید زیارت برود اصلا امام زاده می آید به خوابش که ، بیا زیارت و شب بعد هم می آید به خوابش و می گوید فلانی "دارد" برو از اون بگیر ، ولی خدایی زود پس می دهد .

رفیق ما دورانی ریش میگذاشت تا شکل " کارل مارکس "و " فردریک انگلس " شود ولی همسایه هایش فکر میکردند خیلی " مومن " است و صدایش میکردند " حاج آقا " ، این موضوع ادامه داشت تا زمانی که یکی از همسایه هایش داشت میمرد که آمدند دنبال حاج آقا تا در بالین همسایه در حال " احتضار" قرآن بخواند ،این در زمانی بود که در اوج تفکر کمونیستی بود ولی بهرحال پیش همسایه کم نیاورد و رفت نشست اون سوره ای که خوب بلد بود را خواند و وقتی دید کسی حواسش نیست دو بار خواند تا بیشتر به نظر بیاید .

از ریش گذاشتن پشیمان شد و رفت ریشش را از ته زد ولی به سیبیل دست نزد وقتی شب جمعه ما را به شام دعوت کرد و همه آمدیم و قیافه و هیبت جدیدش را دیدیم خدایی دلمان برای قیافه با ریشش تنگ شده بود ولی هنوز درست ننشسته بودیم که پسر رفیق دیگر ما گفت : عمو با این قیافه شدی عین " مرتضی عقیلی " ، همگی ساکت شدیم واقعا  مو نمی زد کاملا بچه راست می گفت .

گفت 5 دقیقه اجازه بدهید و رفت بدول سیبیل برگشت و گرفت پسر رفیقم را چند تا ماچ کرد که " راحت " شدم راست میگی سیبیل بهم نمیاد ولی انصافا همه چیز به خیری گذشت .

 وقتی کمونیست شکست خورد و شوروی و بلوک شرق از کمونیست دست کشیدند و هر کی رفت دنبال کار و کاسبی خودش ، رفیق ما در حالت " بهت " بود و پرت و پلا میگفت ، وقتی رفت کشورهای آسیای میانه را دید کم کم اعتقاداتش شل شد تا نمی دانم چطوری مثل میرزا ابوالحسن خان ایلچی که باد زد و کشتی اش را برد قاره آمریکا و شد اولین ایرانی که قدم مبارکش را به آنجا گذاشته ، ناگهان شنیدیم رفیق ما رفته " آلبانی " و گفتند الان در " تیرانا " ست ، سری بعد که دیدیمش از کمونیست هیچ اعتقادی نمانده بود و مدام پشت سر شخص مجهول الهویه ای بنام" انور خوجه " بد و بیراه میگفت که آبروی هر چه کمونسیم را برده است و ما هم خدا را شکر کردیم که دیگه نه پرولتاریا، نه بروژوا، نه بد تر از همه " دیالکتیک " که تلفظشان ما را کشت، را نخواهیم شنید  .

ولی بسی خیال باطل ، رفیق ما چند ماه پیش بعد از قریب ١۵ سال علت سقوط کمونیست را بطور " اساسی " کشف کرد آنهم بطور کاملا تصادفی و در اتوبوس شرکت واحد .

بقیه ماجرا را یه روز دیگه می نویسم .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٤
comment نظرات ()

قرارداد ترکمن چای

چند تا ایمیل نا شناس آمده بود که مدت قرارداد ترکمن چای ١٠٠ سال بوده و تمام شده پس جمهوری آذربایجان میرسد به ما .

من ماندم که این قرارداد حدود ١٨٠ سال پیش بود و اصلا حرف ١٠٠ سال از کجا آمده معلوم نیست .

همچنین روسها آنقدر قرارداد را محکم تحمیل کردند که " مدت " معینی نداشت .

 این هم قرارداد :

هو الله
دیباچه عهدنامه ایران و روس


الحمدالله الوافی و الکافی بعد از انعقاد عهدنامه مبارکه گلستان و مبادلات و معاملات دوستانه دولتین علیتین و ظهور آداب کمال مهربانی و یکجهتی حضرتین بهیٌتین به مقتضای حرکات آسمانی برخی تجاوزات ناگهانی از جانب سر حد داران طرفین به ظهور رسیده که موجب سنوح غوایل عظیمه شد و از آن جا که مرآت ضمایر پادشاهانه جانبین از غبار این گونه مخاطرات پاک بود اولیای دولتین علیتین تجدید عهد مسالمت را اهتمامات صادقانه و کوشش های منصفانه در دفع و رفع غایله اتفاقیه به ظهور رسانیده عهدنامه مبارکه جدید به مبانی و اصولی که در طی فصول مرقومه مذکور است مرقوم و مختوم آمد به مهر وکلای دولتین علیتین و در ماه شوال در سال هزار و دویست و چهل و نه هجری به امضای همایون شرف استقرار و استحکام پذیرفت. بر اولیای دولتین لازم است که از این پس در تحصیل موجبات مزید دوستی و موافقت اهتمامات صادقانه مبذول دارند و اسباب استحکام و استقرار معاهده مبارکه را به مراودات دوستانه متزاید خواهند و اگر در معدات تکمیل امور دوستی قصوری بینند به امضای خواهشهای منصفانه تدارک آن را لازم بشمارند و دقیقه از دقایق دوستی را مهمل و متروک نگذارند.

بسم الله الرحمن الرحیم

چون اعلیحضرت قضا قدرت، پادشاه اعظم والاجاه، امپراطور اکرم شوکت دستگاه، مالک بالاستحقاق کل ممالک روسیه و اعلیحضرت کیوان رفعت خورشید رایت، خسرو نامدار پادشاه اعظم با اقتدار ممالک ایران، چون هر دو علی السویه اراده و تمنای صادقانه دارند که به نوایب و مکاره جنگی که بالکلیه منافی رأی والای ایشان است نهایتی بگذارند و سنتهای قدیم حسن مجاورت و مودت را ما بین این دو دولت بواسطه صلحی که متضمن دوام باشد و بواعث خلاف و نفاق آتیه را دور کنند در بنای مستحکم استقرار دهند، لهذا برای تقدیم این کار خجسته آثار اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه جناب ژان پاسکویچ‌‌‌‍‌‌، جنرال آنفاندری، سردار عسکر جداگانه قفقاز، ناظم امورات ملکیه گرجستان و ولایات قفقاز و حاجی ترخان، مدیر سفاین حربیه بحر خزر، صاحب حمایلات الکسندر نویسکی مقدس مرصع به الماس، به آن مقدس مرتبه اول مرصع به الماس، ولادیمیر مقدس مرتبه اول و گیورگی مقدس مرتبه دویم و صاحب دو شمشیر افتخار یکی طلا موسوم«برای شجاعت» و دیگری مرصع به الماس و صاحب حمایلات دول خارجه مرتبه اولین عقاب سرخ پیکر پروسیه، هلال دولت عثمانی و نشان های دیگر و جناب «الکسندر اوبرو سکوف» صاحب حمایلات مقدسه ثالث ولادیمیر، مرتبه ثانی سن استانیسلاس لهستان، مرتبه دوم سن ژان بیت، و از طرف اعلیحضرت قویشوکت پادشاه ممالک ایران نواب مستطاب والا شاهزاده نامدار عباس میرزا را وکلای مختار خود تعیین کردند و ایشان بعد از آن که در ترکمنچای مجتمع شدند و اختیار نامه خود را مبادله کرده و موافق قاعده و شایسته دیدند، فصول آتیه را تعیین و قرارداد کردند:

فصل اول- بعد الیوم ما بین اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران و ولیعهدان و اخلاف و ممالک و رعایای ایشان مصالحه و مودت و وفاق کاملی إلی یوم الأبد واقع خواهد بود.

فصل دویم- چون جدال و نزاعی که فیما بین عهد کنندگان رفیع الارکان واقع شد و امروز بسعادت منقطع گردید، عهود و شروطی را که بموجب عهدنامه گلستان، بر ذمت ایشان لازم بود موقوف و متروک می دارد، لهذا اعلیحضرت کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران چنین لایق دیدند که به جای عهدنامه مزبوره گلستان، عهدنامه دیگر به این شروط و عهود و قیود قرار دهند که ما بین دو دولت روس و ایران بیشتر از پیشتر موجب استقرار و انتظام روابط آتیه صلح و مودت گردد.

فصل سیم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران از جانب خود و از جانب ولیعهدان و جانشینان به دولت روسیه واگذار می کند تمامی الکای نخجوان و ایروان را - خواه این طرف روس باشد یا آن طرف. و نظر به تفویض، اعلیحضرت ممالک ایران تعهد می کند که بعد از امضاء این عهدنامه، در مدت شش ماه، همه دفتر و دستور العمل متعلق به اداره این دو دولت مذکوره باشد به تصرف امرای روسیه بدهند.

فصل چهارم- دولتین علیتین معاهدتین عهد و پیمان می کنند که برای سر حد فیما بین دو مملکت بدین موجب سر حد وضع نمایند:

از نقطه سر حد ممالک عثمانی که از خط مستقیم به قله کوه آغری کوچک أقرب است. ابتدا کرده، این خط تا به قله آن کوه کشیده می شود و از آنجا به سر چشمه رودخانه مشهور به قرا سوی پایین که از سراشیب جنوبی آغری کوچک جاریست فرود آمده، به متابعت مجرای این رودخانه تا به التقای آن رودخانه ارس در مقابل شرور ممتد می شود. چون این خط به آن جا رسید به متابعت مجرای ارس تا به قلعه عباس آباد می آید و در تعمیرات و ابنیه خارجه آن که در کنار راست ارس واقع است نصف قطری بقدر نیم آغاج که عبارت از سه ورس و نیم روسی است رسم می شود و این نصف قطر در همه اطراف امتداد می یابد. همه اراضی و عرصه که در این نصف قطر محاط و محدود می شود بالانفراد متعلق به روسیه خواهد داشت و از تاریخ امروز در مدت دو ماه با صحت و درستی کامل معین و مشخص خواهد شد و بعد از آن از جایی که طرف شرقی این نصف قطر متصل به ارس می شود خط سر حد شروع و متابعت مجرای ارس می کند تا به مسیر یدی بلوک و از آن جا از خاک ایران به طول مجرای ارس امتداد می یابد با فاصله و مسافت سه آغاج که عبارتست از بیست و یک ورس روسی.

بعد از وصول به این نقطه خط سر حد به استقامت از صحرای مغان می گذرد تا به مجرای رودخانه موسومه بالهارود به محلی که در سه فرسخی واقع است که عبارتست از بیست و یک ورس روسی پایین تر از ملتقای دو رودخانه کوچک موسوم به آدینه بازار و ساری قمیش و از آن جا این خط به کنار چپ بالهارود تا به ملتقای رودخانه های مذکور آدینه بازار و ساری قمیش صعود کرده به طول کنار راست رودخانه آدینه بازار شرقی تا به منبع رودخانه و از آن جا تا به اوج بلندی های جگیر امتداد می یابد، به نوعی که جمله آبهایی که جاری به بحر خزر می شوند متعلق به روسیه خواهد بود و همه آبهایی که سراشیب و مجرای آنها به جانب ایران است تعلق به ایران خواهد داشت.

و چون سر حد دو مملکت این جا بواسطه قلل جبال تعیین می یابد، لهذا قرار داده شد که پشته هایی که از این کوهها به سمت بحر خزر است به روسیه و طرف دیگر آنها به ایران متعلق باشد. از قله های بلندی های جگیر خط سر حد تا به قله کمر قویی به متابعت کوههایی می رود که طالش را از محال ارشق منفصل می کند. چون قلل جبال از جانبین مجرای میاه را می دهند، لهذا در این جا نیز خط سر حد را همان قسم تعیین می کند که در فوق در باب مسافت واقعه بین منبع و آدینه بازار و قلل جگیر گفته شد و بعد از آن خط سر حد از قله کمر قویی به بلندی های کوههایی که محال زوند را از محال ارشق فرق می دهد متابعت می کند تا به سر حد محال ولکیج همواره بر طبق همان ضابطه که در باب مجرای میاه معین شد، محال زوند بغیر از آن حصه که در سمت مخالف قلل جبال مذکوره واقع است از این قرار حصه روسیه خواهد بود. از ابتدای سر حد محال ولکیج خط سر حد ما بین دو دولت به قلل جبال کلوتوپی و سلسله کوههای عظیم که از ولکیج می گذرد متابعت می کند تا به منبع شمالی رودخانه موسوم به آستارا پیوسته به ملاحظه همان ضابطه در باب مجرای میاه و از آن جا خط سرحد متابعت مجرای این رودخانه خواهد کرد تا به ملتقای دهنه آن به بحر خزر و خط سر حد را که بعد از این متصرفات روسیه و ایران را از هم فرق خواهد داد تکمیل خواهد نمود.

فصل پنجم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه دارد به این فصل از خود و از عوض اخلاف و ولیعهدان سریر سلطنت ایران تمامی الکا و اراضی و جزایری را که در میانه خط حدود معینه در فصل مذکوره فوق و قلل برف دار کوه قفقاز و دریای خزر است و کذا جمیع قبایل را چه خیمه نشین چه خانه دار، که از اهالی و ولایات مذکوره هستند واضحاً و علناً الی الابد مخصوص و متعلق به دولت روسیه می داند.

فصل ششم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به تلافی مصارف کثیره که دولت روسیه را برای جنگ واقعه بین الدولتین اتفاق افتاده و همچنین به تلافی ضررها و خسارت هایی که به همان جهت به رعایای دولت روسیه رسیده تعهد می کند که بواسطه دادن مبلغی وجه نقد آنها را اصلاح نماید و مبلغ این وجه بین الدولتین به ده کرور تومان رایج قرارگرفت که عبارت است از بیست میلیون مناط سفید روسی، و چگونگی در موعد و رهاین فصول این وجه در قرارداد علاحده که همان قدر قوت و اعتبار خواهد داشت که گویا لفظاً به لفظ در این عهدنامه مصالحه حالیه مندرج است، معین خواهد شد.

فصل هفتم-
چون اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران شایسته و لایق دانسته همان فرزند خود عباس میرزا را ولیعهد و وارث تخت فیروزی بخت خود تعیین نموده است، اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه برای این که از میل های دوستانه و تمنای صادقانه خود که در مزید استحکام این ولیعهدی دارد به اعلیحضرت پادشاهی شاهنشاه ممالک ایران برهانی واضح و شاهدی لایح بدهد، تعهد می کند که از این روز به بعد شخص وجود نواب مستطاب والا شاهزاده عباس میرزا را ولیعهد و وارث برگزیده تاج و تخت ایران شناخته، از تاریخ جلوس به تخت شاهی، پادشاه بالاستحقاق این مملکت می داند.

فصل هشتم-
سفاین تجارتی روس مانند سابق استحقاق خواهند داشت که به آزادی بر دریای خزر به طول سواحل آن سیر کرده به کناره های آن فرود آیند و در حالت شکست کشتی در ایران اعانت و امداد خواهند یافت و همچنین کشتیهای تجارتی ایران را استحقاق خواهد بود که به قرار سابق در بحر خزر سیر کرده، به سواحل روس آمد و شد نمایند و در آن سواحل در حال شکست کشتی به همان نسبت استعانت و امداد خواهند یافت. در باب سفاین حربیه که علم های عسکریه روسیه دارند چون از قدیم بالانفراد استحقاق داشتند که در بحر خزر سیر نمایند، لهذا همین حق مخصوص کما فی السابق امروز به اطمینان به ایشان وارد می شود، به نحوی که غیر از دولت روسیه هیچ دولت دیگر نمی تواند در بحر خزر کشتی جنگی داشته باشد.

فصل نهم- چون مکنون خاطر اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران است که من کل الوجوه عهودی را که به این سعادت و میمنت ما بین ایشان مقرر گشته مستحکم نمایند، لهذا قرارداد نمودند که سفراء و وکلا و کارگزارانی که از جانبین به دولتین علیتین تعیین می شود- خواه برای انجام خدمت های اتفاقی یا برای اقامت دایمی - به فراخور مرتبه و موافق شأن دولتین علیتین و بملاحظه مودتی که باعث اتحاد ایشان گشته به عادت ولایت مورد اعزاز و احترام شوند و در این باب دستور العملی مخصوص و تشریفاتی قرار خواهند کرد که از طرفین مرعی و ملحوظ گردد.

فصل دهم- چون اعلیحضرت امپراطور کل روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران استقرار و افزایش روابط تجارت را ما بین دو دولت مانند یکی از نخستین فواید ملاحظه کردند که می بایست از تجدید مصالحه حاصل شود، لهذا قرارداد نمودند که تمامی اوضاع و احوال متعلقه به حمایت تجارت و امنیت تبعه دو دولت را به نوعی که متضمن مرابطه کامله باشد معین و منتظم و در معاهده جداگانه ای که به این عهدنامه ملحق و ما بین وکلای مختار جانبین مقرر و مانند جزو متمم او مرعی و ملحوظ میشود مضبوط و محفوظ دارند.

اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران برای دولت روس کما فی السابق این اختیار را مرعی می دارد که در هر جا که مصلحت دولت اقتضا کند کونسولها و حامیان تجارت تعیین نمایند و تعهد می کند که این کونسولها و حامیان تجارت را که هر یک زیاده از ده نفر اتباع نخواهد داشت فراخور رتبه ایشان مشمول حمایت و احترامات و امتیازات سازد و اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود وعده می کند که درباره کونسولها و حامیان تجارت اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به همین وجه مساوات کامله مرعی دارد.

در حالتی که از جانب دولت ایران نسبت به یکی از کونسولها و حامیان تجارت روسیه شکایتی محققه باشد، وکیل و یا کارگزار دولت روس که در دربار اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران متوقف خواهد بود و این حامیان و کونسولها بلاواسطه در تحت حکم او خواهد شد، او را از شغل خود بیدخل داشته به هر که لایق داند اداره امور مزبور را بر سبیل عادیه رجوع خواهد کرد.

فصل یازدهم-
همه امور و ادعا های تبعه طرفین که به سبب جنگ به تأخیر افتاده بعد از انعقاد مصالحه موافق عدالت به اتمام خواهد رسید و مطالباتی که رعایای دولتین جانبین از یکدیگر یا از خزانه داشته باشند به تعجیل و تکمیل وصول پذیر خواهد شد.

فصل دوازدهم- دولتین علیتین معاهدتین بالاشتراک در منفعت تبعه جانبین قرارداد می کنند که برای آنهایی که مابین خود به سیاق واحد در دو جانب رود ارس املاک دارند موعدی سه ساله مقرر نمایند تا به آزادی در بیع یا معاوضه آنها قدرت داشته باشند، لکن اعلیحضرت امپراطور کل روسیه از منفعت این قرارداد در همه آن مقداری که به او تعلق و واگذار می شود، سردار سابق ایروان حسین خان و برادر او حسن خان و حاکم سابق نخجوان کریم خان را مستثنی می دارد.

فصل سیزدهم- همه اسیرهای جنگی دولتین خواه در مدت جنگ آخر باشد یا قبل از آن و همچنین تبعه طرفین که به اسیری افتاده باشند از هر ملت که باشد همگی بغایت چهار ماه به آزادی مسترد و بعد از آنکه جیره و سایر تدارکات لازمه به آنها داده شد به عباس آباد فرستاده می شوند تا اینکه به دست مباشرین جانبین که در آن جا مأمور گرفتن و تدارکات فرستادن ایشان به ولایت خواهد بود تسلیم شوند.

دولتین علیتین در باب همه اسیرهای جنگ و تبعه روس و ایران که به اسیری افتاده و به علت دوری مکان هایی که در آن جا بوده اند یا به علت اوضاع و اسباب دیگر بعینه مسترد نشده باشند، همان قرارداد را می کنند و هر دو دولت ایٌ وقت کان اختیار بی حد و نهایت خواهند داشت که آنها را مطالبه کنند و تعهد می کنند که هر وقت اسیر خود به دولت عرض نماید یا ایشان را مطالبه کنند از جانبین مسترد سازند.

فصل چهاردهم- دولتین علیتین معاهدتین جلای وطن کنندگان و فراریان را که قبل از جنگ یا در مدت آن به تحت اختیار جانبین گذاشته باشند مطالبه نمی کنند ولیکن برای منع نتایج مضره جانبین که از مکاتبات و علاقه خفیه بعضی از این فراریان با هم ولایتیان یا اتباع قدیم ایشان حاصل می تواند شد، دولت ایران تعهد می کند که حضور و توقف اشخاصی را که الحال یا بعد از این باسمه به او مشخص خواهد شد از متصرفات خود که مابین ارس و خط رودخانه مرسوم به جهریق و دریا و حد ارومی و رودخانه مشهور به جیقتو و قزل اوزن تا التقای آن به دریا واقع است رخصت می دهد.

اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه از جانب خود همچنین وعده می کند که فراریان ایران را در ولایت قراباغ و نخجوان و کذالک در آن حصه ولایت ایروان که در کنار راست رود ارس واقع است اذن توطن و سکنی ندهد، لیکن معلوم است که این شرط مجری و معمول نبوده و نخواهد بود، مگر در باب اشخاصی که صاحب مناصب ملکیه یا مرتبه و شأن دیگر باشد، مانند خوانین و بیک ها و ملا های بزرگ که صورت رفتار ها و اغواها و مخابرات و مکاتبات خفیه ایشان درباره همولایتیان و اتباع و زیر دستان قدیم خود موجب یک نوع رسوخ و تأثیر به افساد و اخلال تواند شد.

در خصوص رعایای عامه مملکتین مابین دولتین قرارداده شده که رعایای جانبین که از مملکتی به مملکت دیگر گذشته باشند، یا بعد از این بگذرند مأذون و مرخص خواهند بود که در هر جایی که آن دولت که این رعایا به تحت حکومت و اختیار او گذاشته باشند مناسب داند سکنی و اقامت کنند.

فصل پانزدهم- اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران به این حسن اراده که آرام و آسایش را به ممالک خود باز آورد و موجبات مکاره را که اکنون به سبب این جنگ و خصومت بر اهالی مملکت روی آورده و به جهت انعقاد این عهدنامه که به فیروزی تمام سمت انجام می پذیرد از ایشان دور کرده، همه رعایا و ارباب مناصب آذربایجان عفو کامل و شامل مرحمت می فرمایند و هیچ یک از ایشان بدون استثنای مراتب و طبقات به جرم عرضه ها و عملها و رفتارهای ایشان که در مدت جنگ یا در اوقات تصرف چند وقت قشون روسیه از ایشان ناشی شده نباید معاقب شوند و آزار ببینند و نیز از امروز یکساله مهلت به ایشان مرحمت می شود که به آزادی با عیال خود از مملکت ایران به مملکت روس انتقال نمایند و اموال و اشیاء خود را نقل یا بیع کنند، بدون اینکه از جانب دولت یا حکام ولایت اندک ممانعت کنند یا از اموال و اشیاء منقوله یا مبیعه ایشان حقی و مزدی اخذ نمایند.

و در باب املاک ایشان پنج سال موعد مقرر می شود که در آن مدت بیع به حسب خواهش خود بنا گذاری در باب آنها نمایند، و از این عفو و بخشش مستثنی می شوند کسانی که در این مدت یکساله به سبب بعضی تقصیرها و گناههایی که مستلزم سیاست دیوانخانه باشد مستوجب عقوبت می گردد.

فصل شانزدهم- بعد از امضای این عهدنامه مصالحه، فی الفور وکلای مختار جانبین اهتمام خواهند داشت که به همه جا دستورالعمل و حکم های لازمه بفرستند تا بلا تأخیر خصومت را ترک نمایند.

این عهدنامه مصالحه که در دو نسخه به یک مضمون ترتیب یافته است و به دستخط وکلای مختار جانبین رسیده به مهر ایشان ممهور و مابین ایشان مبادله شده است. از جانب اعلیحضرت امپراطور کل ممالک روسیه و اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران مصدق و ممضی و تصدیق نامه های متداوله که به دستخط مخصوص ایشان مزین خواهد بود و در مدت چهارماه یا زودتر اگر ممکن باشد مابین وکلای مختار ایشان مبادله خواهد شد.

تحریراً در قریه ترکمان چای، به تاریخ دهم فیورال روسی سنه یک هزار و هشتصد و بیست و هشت (1828م.) مسیحیه که عبارت است از پنجم شهر شعبان المعظم سنه یک هزار و دویست و چهل و سه (1243ق.) هجری به ملاحظه و تصدیق نواب نایب السلطنه رسید و به امضای وزیر دول خارجه عالیجاه میرزا ابوالحسن خان رسید.

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٠
comment نظرات ()

آیت الله واعظ طبسی

همه میدانند آستان قدس رضوی بزرگترین سازمان اقتصادی ایران است البته نمی دانم در رتبه بندی جهانی در رتبه چندم از لیست سازمانهای اقتصادی قرار میگیرد و همچنین نمی دانم آیا آماری از داراییهایش موجود هست یا نه ، ولی بحث من چیز دیگری است .

سایت اطلاع رسانی آسان قذس رضوی نوشته است که تولیت آستان رفته دانشگاه امام هشتم و سخنرانی کرد .

تا اینجا همه چیز عادی بود ولی چند جمله از حرفهای ایشان ، حرف همه کارشناسان ، منتقدان و تمام کسانی که به کشور علاقه مندند توجه کنید :

١- به جای دادن شعار ، وعده های بیجا و امیدوار کردن بیهوده مردم ، واقعیت ها را ببینید و بر اساس آنها برنامه ریزی کنید .

٢- هر مدیری باید بداند سرگرم کردن مردم به شعارها ، خیانت به آنها و مصالح " ملی " است .

٣- کارها باید اصولی باشد ، پرداخت یک مبلغ نقدی به چند خانوار ممکن است مرهم کوتاهی بر مشکل باشد ، اما چاره کار نیست و باید آینده را دید که نفت نداریم .

حرفهایی بسیار ساده و کارشناسی که حتما بارها از اشخاص دیگری هم شنیدید ولی اهمیت موضوع اینجاست که این حرفها را یکی از سران روحانی کشور فرمودند و اگر ایشان مشکل را پیدا کردند و باور دارند چرا کاری نمی کنند ؟ چرا روز به روز اوضاع بد تر میشود ؟ آقایان روحانیان منتظر چی هستند ؟ فکر میکنند وضع امروز می تواند تا سالیان سال ادامه داشته باشد ؟ آیا نمی دانند فشار اقتصادی ،" فقر " را به دنبال دارد و فقر " ایمان " را از بین می برد ؟  

اگر آقایان روحانی ، امروز به فکر نباشند فردا دیر است و وقتی هم " دیر " شود ملامت خواهند شد که " دین با حکومت سازگار نیست " و مشکل تر از همه باید جوابگوی پیروان مذهب شیعه باشد که از اعتبار توان مدیریتی آن کاسته خواهد شد . 

یا خواهند گفت که " اینها اینکاره نبودند " و ... سال مردم را فدای ناتوانی و بی برنامگی خودشان کردند " ، تاریخ بی رحمانه قضاوت خواهد کرد و بد و خوب این حکومت را در پرونده روحانیان خواهد نوشت و آن روز جای پاسخ دادن و سخنرانی کردن و نمایش دادن نیست .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٧
comment نظرات ()

اسم های خارجی

مجلس شورای اسلامی ( که بالاخره نفهمیدیم که هنوز در راس امور هست یا نه ) توسط آقای علی مطهری از وزیر ارشاد سوال کرد که چرا این همه نام های خارجی بر در و دیوار شهر نصب است ؟ نام شرکتها ، فروشگا هها و... چرا خارجی انتخاب شده اند ؟ ایشان با دیدن این همه نام خارجی حس کردند در پاریس و لندن سیر می فرمایند نه در تهران عزیز خودمان .حالا چه تشابهی دیدند من نفیمیدم .

به اطلاع ایشان برسانیم که انتخاب اسم توسط مخترع یا تولید کننده یا مالک انتخاب می شود که امتیازی به دنبال دارند بنام " برند " و اسامی انتخاب شده تحت لوگوی خاصی نوشته می شوند ، که بعلت فراگیر بودن زبان انگلیسی به انگلیسی می نویسند حتی مردم متعصب   ژاپن .

اصلا کشورها و شرکت های خارجی را بگذاریم کنار و دور و بر خودمان را نگاه کنیم ، از همین ایران خودرو شروع کنیم :

یک خودرویی ساخت و عکس نیم رخ کله اسب را بعنوان آرم و نشانه اش انتخاب کرد و اسمش را گذاشت سمند که انصافا زیباست ولی همین سمند را پشت خودرو به انگلیسی نوشت samand خوب چرا به فارسی ننوشت ؟.

سایپا پراید تولید کرد پشت پراید به انگلیسی نوشت  SAIPA   SABA ولی ننوشت  سایپا    صبا .

درهیچ کشوری به اندازه ما تنوع خودرو در جاده و خیابانش دیده نشود و 90 درصد این خودرو ها در داخل کشور مونتاژ یا تولید میشود وهمه آنها توسط مدیران منتخب دولت اداره میشوند ، در حالی که هرگز با رسم الخط فارسی شما هیچ نام و برندی روی خودروها نمی بینید ( البته فارسی رسم الخط ندارد همان عربی است با چهار تغییر ).

مهمترین مطلب این است که این اسم ها به همین صورت جا افتاده است ، فکر کنید پشت پژو به فارسی بنویسند " جی ال ایکس " .

عرض بنده این است بهتر است آقای مطهری حداقل در این مورد دست از سر فروشگا هها و شرکتهای خصوصی بردارد چون آنقدر مشکل دارند که نام و تابلوی شرکت و فروشگاه شان یادشان رفته است ، بهتر است اول به شرکتهای تحت اداره دولت بپردازد که اگر آنها رویه خوبی را پیش بگیرند بقیه هم دنبال آنها خواهند رفت  .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٥:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٤
comment نظرات ()