از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

قیمت تمام شده برنج

تا آنجا که می دانم اجداد من همه کشاورز ( برنج کار ) بودند و من هم با اینکه سالیان زیادی است در تهران هستم و الحمدالله نیازی به کار کشت و کشاورزی ندارم ولی کماکان کار اجدادیم را ادامه می دهم ولی در 2 سال گذشته وضعیت قیمت تمام شده وقیمت فروش آنقدر به هم نزدیک شده است که فقط برای شادی روح اجدادم باید کار را ادامه دهیم ومقوله اقتصاد ودرآمد را فراموش کنیم ، باور نمی کنید به ریز هزینه های تولید برنج توجه بفرمایید :

- همه محاسبات برای یک هکتار زمین کشاورزی است .

1- آماده ساری زمین برای شخم ( کول دیمه ، مرز جیر و صاف کردن رودخانه )10 نفر/ روز کارگر به مبلغ 2500000 ریال

2- بذر – شامل 80 کیلوگرم شلتوک و یک نفر کارگر برای یک ماه وآماده سازی محل بذر به مبلغ 3000000 ریال

3- شخم زدن زمین ( پورکندن و دوکله ) به مبلغ 1750000 ریال

4- کرت بندی ( مرز کردن ) به مبلغ 2000000 ریال

5- صاف کردن زمین برای نشا ( پیش کاول ) به مبلغ 1500000 ریال

6- نشا با 25 نفر/روز کارگر به مبلغ 6250000 ریال

7- وجین اول با 15 نفر/روز کارگر به مبلغ 3750000 ریال

8 – وجین دوم ( دوباره ) 15 نفر / روز به مبلغ 3750000 ریال

9 – کود و سم و آب به مبلغ 2000000 ریال

10-درو 25 نفر / روز 6250000 ریال

11 – خرمن کردن به مبلغ 3000000 ریال

12 – تبدیل شلتوک به برنج به مبلغ 2200000 ریال

13- سایر هزینه ها شامل خرید گونی ، کرایه حمل و ..... به مبلغ  1500000 ریال 

جمع : 38450000 ریال 

اگر فرض بگیریم در یک هکتار زمین 2000 کیلو گرم برنج درجه یک(هاشمی ) و 400 کیلو برنج درجه 2 ( نیم دانه ) تولید کنیم درآمد آن خواهد بود :

2000 کیلو برنج در جه یک معادل  40000000 ریال

400 کیلو گرم برنج درجه دو معادل 4000000 ریال

جمعا 44000000 ریال

معنا ومفهوم این محاسبات این است که اگر قیمت برنج کمتر از 2000 تومان نشود البته جمعه در کوچصفهان رشت 1850 تومان بود و هزینه ها بالاتر نرود کشاورز عزیزمعادل 555000 تومان را بعد از 6 ماه عذاب ودلهره و التماس به خریدار برنج بعنوان درآمدیک سال خواهد داشت .

حالا قضاوت کنید :

هر هکتار یعنی 10000 مترمربع ، اگر عاشقان داشتن ویلا در شمال به کشاورز پیشنهادفروش زمین را بدهند آنهم هر متر 10000 تومان یعنی صد میلیون تومان پول نقد ، معادل 200 سال درآمد کشاورز از همان زمین ، من که کشاورز هستم و کار با ماشین حساب را هم بلدم چه جوابی خواهم داد ؟

آیا کسی می داند کشاورزان برنج وچای در چه وضعیتی هستند ؟ قبل از نابودی تولید برنج وچای به داد کشاورزان برسیددر روستا ها کسی نمانده است همه به طرف شهرها آمده اند

تا دیر نشده به داد کشاورزان برسید .            

 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٩
comment نظرات ()

روش های بازاریابی 5 - قرار ملاقات

امروزه راههای ارتباطی زیاد شده اند تلفن ثابت وهمراه ، فاکس ، ایمیل ، اس ام اس ، ... با داشتن این همه وسیله ارتباطی هرگز بدون قرار وارد دفتر کسی نشوید چون او نه وقتی به شما اختصاص داده است نه آمادگی شنیدن حرفهای شما رادارد .

الویت را به فاکس وایمیل یا هر وسیله مکتوب بدهید تا اودرزمان مناسبی موضوع را مطالعه کند اگر نتیجه نگرفتید اس ام اس و در آخر از تلفن استفاده کنید .

آما بهترین وسیله این است که یک دوست مشترک با مشتری داشته باشید واز طریق او معرفی شوید .

در مورد تلفن به موارد ذیل توجه کنید :

1- در مورد تلفن دقت کنید از جای شلوغ زنگ نزنید واگر احتمال میدهید تلفن شما قطع شود تماس نگیرید .  

2- در زمان مکالمه ، تمام حواستان به مشتری باشد و از خواندن روزنامه ، سیگارکشیدن ، ورق زدن وخواندن مدارک روی میز ،.... پرهیزکنید .

3- به این صورت خودتان را معرفی کنید ، من ...... هستم مدیر/ کارشناس /... شرکت .....    اجازه می خواهم زمانی را برای محصولات شرکت به من اختصاص دهید .

4- اجازه دهید زمان ومکان ملاقات را او تعیین کند اگر زمان ومکان پیشنهادی برای شما مناسب نبود مثل کسی که فرصت استثنایی را از دست داده باشید عذر خواهی کنید و زمان دیگری را درخواست کنید .

5- چنانچه در نوشته های قبل گفتم مهمترین مطلب در کارتان سلامتی جسمی و روحی شما می باشد اگر قرار است طی مکالمه سرفه وعدسه کنید ، زنگ نزنید .

5- صدای شما باید شاداب وسرزنده باشد ، در کوتاهترین زمان بطور خلاصه ومفید منظورتان را بگویید از حرافی و آسمان ریسمان کردن خودداری کنید .

او را متوجه کنید که بی اندازه مشتاق دیدن او هستید واین ملاقات برای شما خیلی مهم است .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٥
comment نظرات ()

روشهای بازاریابی 4 - آموزش

چه چیزی را میخواهید بفروشید ؟

چرا باید از شما خرید کنند ؟

آیا واقعا بهترین هستید ؟

قبل از مراجعه به مشتری باید بدانید مشتری از شما سؤالات زیادی خواهد پرسید ، پس اطلاعات خود را کامل کنید تا بتوانید او را قانع کنید ، اولین سؤال :

مزایای کالا یا خدمات شما نسبت به رقبا چیست ؟

اطلاعات خود را بر پایه اطلاعات علمی و فنی قراردهید  و اصطلاحات فنی را طوری بکار ببرید که مشتری متوجه منظور شما بشود، از اظهار حرفهای کلی و چند پهلو پرهیز کنید مشخصات کیفیت ، بسته بندی ، نحوه و زمان حمل ، قیمت ، نحوه پرداخت ،خدمات پس از فروش ، ... اطلاعات اولیه مورد نیاز شماست که شما باید بدانید .در قدم بعدی تفاوت کالا یا خدمات شما با کالا یا خدمات رقبا چیست ، شما چه مزایایی نسبت به رقبا دارید ؟ می توانید کیفیت آنها را با هم مقایسه کنید ؟ آیا می توانید در زمان بهتری  وبا هزینه حمل کمتری تحویل دهید ؟می توانید کرایه حمل را خودتان بدهید ومشتری قیمت کالا و هزینه حمل را یکجا با شما تسویه کند ؟  چراباید مشتری با قیمت بیشتری از شما خرید کنند ؟  شما باید خودتان را جای مشتری بگذارید یا مشاور او باشید خیلی مهم است شمابتوانید  طرز استفاده ، طول عمر ، گارانتی ، دسترسی به مرکز خدمات پس از فروش ، ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی ، تاثیر پذیری در برابر نور و دما و رطوبت و...را به مشتری بگویید .وقتی در باره رقبا حرف می زنید همیشه انصاف را در نظرداشته باشید .

خلاصه اینکه شما باید همه مشخصات فنی ، مزایا ، وضعیت بازار ورقبا و... را بدانید و به آ ن باورداشته باشید تا بتوانید کالا یا خدمات خود را به مشتری معرفی کنید .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٢
comment نظرات ()

روشهای بازاریابی 3 - جلسات

 

١-وقت شناس ومنظم باشید . ظاهر مرتب و شادابی داشته باشید ، از خمیازه کشیدن و... خودداری کنید .

2- موبایل را خاموش یا روی سایلنت بگذارید .

3- مدارک و وسایل موردنیاز را از قبل آماده کنید، لپ تاپ فول شارژ شده ، کاغذ یادداشت ، بروشور وهمه چیزهایی که فکر می کنید لازم است را طوری آماده کنید که به راحتی قابل دسترس باشد .

4- زمان جلسه رادرنظرداشته باشید تا وقت کم نیاورید ، بعد از جلسه فقط به در خواست مشتری آنجا بمانید در غیر این صورت دفتر او را ترک کنید .

5- حرفهای خود را ازقبل آماده کنید اگر می توانید حرفهای خود را با همکاران باتجربه تر یا با مدیرتان چک کنید

6-شما باید اطلاعات کاملی از کالا یا خدمات خود داشته باشید و بازار و رقبا را کاملا بشناسید ، باید آمادگی پاسخ به هر سوالی در مورد کالا و خدمات خود را داشته باشید .

7- فراموش نکنید رییس جلسه مشتریست ، شما برای معرفی کالا وخدمات و پاسخ به سؤالات او اینجا هستید ، پس او را کلافه نکنید .

8- از انتقاد کردن از مشتری و جروبحث با او به شدت پرهیز کنید ، دکور دفتر او و... ارتباطی به شما ندارد .

9- از گله کردن از شرایط مثل ترافیک و جای پارک و... خودداری کنید نباید آدم غرغرو و منفی جلوه کنید .

10-خوش و بش وشوخی خوب است ولی مواظب باشید به جدیت شما درکار تاثیر نگذارد و مشتری را ناراحت وکلافه نکند .

11-هرگز به مشتری دروغ نگویید وقولی که تمام مراحل انجام آن در اختیار شما نیست ندهید، هر چقدر راستگو ، صریح ، خوش قول باشید اطمینان داشته باشید آسانتر به هدفتان می رسید .

12- اگر به زبان محلی مشتری بتوانید صحبت کنید راحت تر با او ارتباط برقرار خواهید کرد.

13- حق با مشتریست به دقت به مشتری گوش کنید او کسی است که با خرید از شما ، زحمات شما ا به ثمر خواهد رساند .

14- ادب را رعایت کنید ، بلند نخندید ، سیگار نکشید ، وقتی مشتری حرف می زند به در و دیوار نگاه نکنید .

15- اگر حاصل جلسه رفیق شدن با مشتری باشد و مشتری بخواهد روابط با شما ادامه یابد ، برای خودتان نوشابه باز کنید ، آفرین ، موفق شدید .

- شما یک هدف دارید وآن هدف فروش کالا و خدمات شماست ، هیچ کس نمی تواند همه راههای موفقیت را به شما بگوید ، شما بهترین کسی هستید که می تواند بهترین راه را برای رسیدن به موفقیت پیداکنید .

به خودتان اطمینان داشته باشید ، نوشته های من یک قدم از هزاران قدم است ، از همه امکانات استفاده کنید .  

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٠
comment نظرات ()

روشهای بازاریابی 2

انسان برای زنده ماندن و سیرکردن شکمش ، برای در امان ماندن از سرما وگرما و......

4 راه بیشتر ندارد :

1- خودش همه چیز تولید کند.

2- به زور از دیگران بگیرد یا بدزدد.

3- گدایی کند .

4- کالا یا خدماتی بدهد و درمقابل کالا یا خدماتی بگیرد .

 بازاریابی از لحظه ای شروع می شود که انسان قدرت انتخاب برای خرید کالا وخدمات

راداشته باشد .

اگر چنین توانی را در جامعه دیدیم پس می توانیم در این جامعه تجارت کنیم .

حال فقط چند نکته را برای شروع بازاریابی به صورت سوال  یادآوری میکنم :

1- آیا به سلامتی جسمی و روحی خود اطمینان دارید ؟

2- آیا کالا یا خدماتی را که می خواهید بفروشید را کاملا می شناسید ؟

3- کالا یا خدمات شما چه مزایا و معایبی دارد ؟

4-آیا  بازار ، رقبا ، محصولات مشابه ، قیمتها ، مصرف کنندگان ، توزیع کنندگان را بررسی کرده اید ؟

شما بهترین شخصی هستید که می تواند یک برنامه واستراتژی برای کارتان بنویسد پس قبل از شروع کار با مشاوره گرفتن از افراد آگاه بهترین راه را برای خود انتخاب کنید

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٩
comment نظرات ()

ملوان بندر انزلی

من از روز تاسیس ملوان بندر انزلی طرفدار این تیم هستم و هرگز از هیچ تیمی طرفداری نکردم چه آن زمانی که غفور و سیروس خدابیامرز و ممی گل میزدند و در تهران قهرمان شدیم چه حالا که در زمین انزلی به صبا و غیر صبا هم می بازیم .

از روزی که پول بی حساب وارد فوتبال شد همه چیز به هم ریخت و ما هم برای هر بازی می لرزیم که خدایا دسته دو نرویم 3 تای اول شدن پیشکش .

مشکل هم مثل همه مشکلات این مملکت دوست داشتنی ما فقط از مدیریت است وبس .

چرا این پول بی زبان را به اهلش نمی سپارند سوالی است که سالهاست مجهول مانده است .کمتر تیمی در ایران هست که بازیکنان تربیت شده ملوان در آن نباشد .

کمتر تیمی است که تعصب طرفدارهای ملوان راداشته باشد ، من که از همکاران آلمانی خودم در جلسه ای در آلمان عذر خواهی کردم تا 5 دقیقه به من فرصت دهند نتیجه بازی را بپرسم آنها فکر میکردند من حتما طرفدار ریال مادریدم ولی وقتی توضیح دادم تعجب کردند که باید چه تیم رویایی باشد ولی واقعیت چی ؟

شمارا به خدا اختلافات را کنار بگذارید ملوان هزاران کیلومتر دورتر از انزلی طرفدار دارد ما انتظار زیادی نداریم ما یک ملوان عادی میخواهیم با همان قدرت دهه 50 و 60 وهمین .

انتظار زیادی نیست و اگر نمی توانید ، لطفا بروید ملوان آنقدر سینه چاک دارد که تیم را دوباره بسازد تا هیچ حریفی در انزلی خیال بردن به سرش نزند .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱۸
comment نظرات ()

داوطلب

اول دبستان در یکی از روستاهای شمال در مدرسه ای جمع وجور 45 دانش آموز در یک کلاس می نشستیم فقط یک مشکل داشتیم و اون هم فارسی حرف زدن معلم بود که درست متوجه نمی شدیم .

یک روز معلم روی تخته چیزی نوشت و پرسید کی " داوطلب " است بیاید پای تخته، که سکوت همه کلاس را فرا گرفت و معلم ما متعجب که ما چرا لال شدیم واصلا نکند اعتصاب کردیم که ناگهان شجاع ترین ما گفت ، آقا داوطلب یعنی چی ؟

بیچاره معلم ، کاملا از اینکه بتواند ما را با نعمت خواندن و نوشتن آشنا کند مایوس شد.

ناظم مدرسه که الحمدالله شمالی بود داشت از در کلاس رد میشد ، آقا معلم مثل اینکه دایره المعارفی پیدا کرده باشد از جایش پرید و پرسید داوطلب به زبان شما چی        می شه؟ و ناظم هم با یک نگاه متعجب گفت " دیل بخوایی " چطور مگه ؟

حالا 45 تا دست بالا بود که دلشان میخواست بیایند پای تخته .

بله " می توانیم " به شرط اینکه درست همه چیز را فهمیده باشیم .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٥
comment نظرات ()

دل شکسته

کسانی که با مرحوم سید عزیز سلیمی بنیانگذار شرکت ایران گچ آشنایی داشتند حتما این سخن ایشان را به یاددارند که :

با دست شکسته می شود کارکرد با دل شکسته نه

حرف زیبایی است خدا رحمتش کند

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٢
comment نظرات ()

مست و هوشیار از پروین اعتصامی

مست و هوشیار

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت     مست گفت این پیراهن است افسار نیست

گفت مستی زان سبب افتان وخیزان می روی   گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

گفت می باید ترا تا خانه ی قاضی برم           گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت نزدیک است والی راسرای آنجا شویم     گفت والی از کجا در خانه ی خمار نیست

گفت تا داروغه راگوییم درمسجد بخواب        گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان       گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست

گفت از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم       گفت پوسیدست جز نقشی زپود و تار نیست

گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه         گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

گفت می بسیار خوردی زان چنان بیخود شدی گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

گفت باید حد زند هوشیار مردم مست را        گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۸
comment نظرات ()

بندرعباس

دوشنبه و سه شنبه در بندر عباس بودم هراز گاهی برای بررسی کارهای معادن گچ باید به آنجا بروم .

البته ما شمالیها به مناطق جنوب کشور  علاقه مندیم به همین دلیل بسیاری از مردم شمال در جنوب کاروزندگی دارند . در چند سال گذشته چهره بندر عوض شده است  ساخت وسازهای جدید وزیبا ونظافت شهر و فضای سبزو... که هنوز هم ادامه دارد و باعث امیدواری ونشاط است و حتما مردم دوست داشتنی بندر شایسته خدمات بیشتری هستند .

آن چیز که چهره شهر رانامطلوب می کند  دسترسی آسان به مواد مخدر و... می باشد که متاسفانه یک مصیبت و آفت است برای تمام میهن ما .

اگر از بندرعباس  به طرف بنادر خمیر و لنگه بروید وجود بنادر شهید باهنر و رجایی و کشتی ساری وهمچنین کارخانه های آلومینیوم و سیمان و پروژه های راه سازی و لوله گذاری گازو..... انسان رابه وجد می آورد اگرچه از وضعیت داخل آنها بی خبرم .

هر چه از بندر عباس فاصله بگیرید مردمان زیادی سوخته در آفتاب و زن های زیادی  که کارشان چوپانی است وشوهرشان در اوج فقر چند زن وبچه دیگر هم دارند و متاشفانه نه شغلی و نه درآمدی که انسان متحیرمی ماند چطور در کپرها و خانه های محقر و ناامن این همه آدم با درآمد حاصل از چند بز و گوسفند روزگار می گذرانند .

اگر فکر کنید که در قاچاق دست دارند یا .... اشتباه می کنید . مردمی ساده و کم رمق که در یک فقر مطلق زندگی می کنند .ویا در تشنگی بسرمی برند یا گرفتار سیل هستند .

مشکل بزرگ در آن مناطق آب است برای کشاورزی که اگر این مایه حیات را در آنجا تامین کنیم کشاورزی آنجا رونق خواهد گرقت وفقر ونداری در مدت کوتاهی از آنجا محو خواهد شد و چقدر بد است در کنار خلیج همیشه فارس شکایت تشنگی شنیدن و زمین های از عطش سوخته را دیدن و برای نداری وفقر مردم حسرت خوردن .

آیا برنامه ای برای حل مشکل وجود دارد ؟

 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٤:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۸
comment نظرات ()

مست مستم ساقیا دستم بگیر

 

مست مستم ساقیا دستم بگیر                 

تا نیفتادم ز پا دستم بگیر

بر در میخانه با زنجیر عشق         

بسته ای پای مرا دستم بگیر                           

دردمندم عاشقم افسرده ام               

ای به دردم آشنا دستم بگیر

اوفتادم سخت در گرداب عشق                                                               

این دم آخر بیا دستم بگیر                                     

من که بر این سینه چون آینه             

می زنم سنگ تو را دستم بگیر                 

                                           بیاد شاعر مرحوم بیژن ترقی

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٥
comment نظرات ()

فوتبال

زیر 10 سالگی با بچه ها فوتبال بازی می کردیم . دروازه ما 2 تکه چوب بود که به هر بدبختی بود فرو میکردیم تو زمین ، بدون تور .

تا اینجا همه چی عادی بود ولی ما یک عباس داشتیم که همیشه سر اینکه توپ از کنار تیر رفته توی گل یا رفته اوت دعوا داشتیم .

البته اینکه ما کدام طرف دعوا بودیم بستگی داشت عباس یار ما بود یا نه . ولی قسم هایی که عباس میخورد باعث می شد که همه به چشممان شک کنیم مخصوصا وقتی می گفت به جگر پاره پاره امام مجتبی یا به جوانی حضرت جواد ، قسم هایش با قسم های ما زمین تا آسمان فرق داشت اصلا به ابوالفضل ما کجا و قسم های عباس کجا ؟.

ولی آن روز که من گل زدم وهمه دیدند که توپ حداقل 10 سانت از کنار تیر رفت توی گل ولی عباس گفت نه و قسم هم خورد همگی فهمیدیم که باید چیزی باشد که ما نمی فهمیم .

روز گار گذشت و ما 18 ساله شدیم و اتفاقا در یک روز رفتیم برای گرفتن گواهینامه رانندگی ، ناگهان فهیمیدیم یک چشم عباس  کور است .

و تازه فهمیدیم چرا عباس توپ های ما را کمی این طرف تر می دید و ما مانده بودیم و حلالیت طلبی از عباس که با گریه می گفت به جگر پاره ......... از هیچکدامتان هیچ دلخوری ندارم .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٤
comment نظرات ()

اتوبان قزوین - رشت

عمری وفا کرد و ما هم از اتوبان قزوین - رشت رفتیم ولایت خودمان بهشت زیباکنار  .

صمیمانه به همه دست اندر کاران خدا قوت می گویم ، دست همه درد نکند .

اگر از کیفیت بد زیر سازی و آسفالت بگذریم که این مشکل در هر کوجه و خیابان و بزرگراهی به وضوح دیده می شود و ظاهرا این تکنولوژی (زیر سازی و آسفالت ) حالاحالا ها دست یافتنی نیست ، باید این نکته مهم را هم بگویم که از منجیل تا قزوین به مسافت 90 کیلومتر نه یک پمپ بنزین هست نه یک رستوران نه یک تعمیرگاه . 

اما تا دلتان بخواهد برادران زحمتکش پلیس راه حضور دارند ، که خدا می داند باید جور چند گروه را بکشند و خدا آن دوربین را از آنها نگیرد .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٤
comment نظرات ()