از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

افغانستان

افغانستان همیشه جزیی از ایران بود ، زمانی جزء خاک ما و زمانی شریک فرهنگ ما .

بسیاری از بزرگان علمی و فرهنگی ما زاده سرزمینی هستند که امروز افغانستان نامیده می شود .

در اواخر دوره صفویه افغانهای شاکی از حاکمان صفوی وقتی دادرسی در دربار صفویه ندیدند دست به شورش زدند و کارشان آنقدر بالا گرفت که پایتخت ایران را گرفتند و تاج شاه صفوی را بر سر گذاشتند ولی نباید تصور کرد قومی بیگانه بودند بلکه قومی بودند از اقوام ایرانی و خسته و عاصی از ظلم دربار شاه سلطان حسین صفوی .

اگر چه نادر شاه افشار آنها را شکست داد و به محل سکونت خودشان پس فرستاد ولی آنها بعدها از بهترین و وفادارترین یاران نادر شدند و بسیاری از افتخارات نادرشاه با دلاوری " هموطنان " افغان میسر شد .

آخرین بار هم ناصرالدین شاه قاجار خواست با ارتش عجیب و غریبش افغانستان را به ایران پیوند دهد ولی گرفتار سیاستهای بریتانیا در هندوستان شد و چیزی نمانده بود جنوب ایران را از دست بدهد و خاک افغانستان برای همیشه از ایران جدا شد و شد آن چیزی که الان هست .

افغانستان بعد از جدایی از ایران برای سر و سامان پیدا کردن حوادث زیادی دید ، کودتاهای مداوم و در گیریهای بی پایان و تا رسید به اشغال توسط ارتش شوروی و بعد هم گرفتار طالبان و القا عده  .

در جریان اشغال افغانستان گروهی جنگیدند و گروهی دیگر برای زنده ماندن خانواده به کشورهای دیگر رفتند تا کار کنند و در آمد آن را برای خانواده خود بفرستند چون شرط مبارزه ، زنده ماندن است .

اکثریت گروه دوم یا به ایران آمدند یا به پاکستان و اندکی هم بقیه دنیا .

ایران در  آن زمان خود گرفتار انقلاب و جنگ بود وبا وضعیت بد اقتصادی در حد امکان پذیرای میهمانان گریخته از افغانستان بود و افغانها با پذیرش کارهای سخت در ایران مشغول شدند و کمتر پروژه عمرانی در این ٣٠ ساله بدون حضور کارگران افغانی در ایران انجام شده است .

 چه بسیار از جوانان افغان که در کنار ما در جبهه های جنگ جنگیدند و چه بسیار کمکهایی که دولت ما به رزمندگان افغان در جنگ با روسها و بعدها کرد و می کند .

برای مهاجران اشکالاتی مثل عدم ثبت نام فرزندانشان در مدارس یا عدم صدور شناسنامه برای افغانهایی که با اتباع ایرانی ازدواج کردند وجود داشت ولی هرگز افغانها از ما دلخور نبودند .

حالا پس از گذراندن این همه سختی و میلیاردها هزینه و .... ، ناگهان به بدترین شکل ممکن شروع به تخریب روابط کردیم ، با اجازه ندادن به کامیونهای سوخت آنهم در اوج سرمای زمستان و ....

گروهی از مردم افغانستان را شاکی کردیم که منجر شد به تظاهرات علیه ما و شعار دادن و فریاد مرگ ... و آتش زدن عکس ها .

ما که این همه سال از هیچ کمکی دریغ نکردیم حتی با گونی و چمدان به آنها پول دادیم حالا چرا همه کارهای گذشته را با یکسری ادا اطوار میخواهیم خراب کنیم ؟ مگر چند کشور وجود دارند که فارسی حرف بزنند ؟ از تخریب روابط چه چیزی گیرمان می آید ؟آیا روابط با افغانستان به اندازه کشورهای آمریکای جنوبی و آفریقا برای ما اولویت ندارد ؟

این ها سوالاتی هستند که جواب دادن به آنها کار راحتی نیست . 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۳٠
comment نظرات ()

خوشبختی

بارها فکر کردم خوشبختی چیست  ؟ یا به عبارتی خوشبخت کیست ؟

داشتن خانواده ای خوب ، با اصل و نسب بودن ، پولدار بودن ، تحصیلات عالیه داشتن ، سالم و سلامت بودن و ............ هیچکدام نمی تواند انسان را خوشبخت کند اگر چه همه لازمند .

همیشه خاطرات خوش انسان بیشتر از حوادث ناراحت کننده او بوده است ، چون انسان فطرتا زود خوشحال میشود ، مثلا به تعداد نمره های ٢٠ که در مدرسه گرفتیم ، کارنامه قبولی مدرسه ، قبولی کنکور ، ازدواج و حتی بطور روزانه خنده و لبخند ما بیشتر از اخم کردن ماست ولی در مجموع احساس شاد بودن نمی کنیم ، چرا ؟ شاید در محیط شادی نیستیم یا خاطرات و گرفتاریهای ذهنی رهایمان نمی کند مثلا وقتی یادمان می آید باید چه ترافیکی را تحمل کنیم تا به خانه برسیم تمام لحظات خوش را خراب می کند .

اصولا انسان با خاطراتش زندگی میکند ، بچه های جنگ را دیده اید به هر دلیلی یاد خاطرات جنگند اگر چه ٢٠ سال گذشته باشد ، انگار بعد از این همه سال چیز جدیدی ندیدند و بقول یکی چیزی را لایق دیدن ندیدند .

همه ما به شکلی با تصورات ذهنی خودمان زندگی می کنیم یعنی با هر چیزی که به طبع ما بسازد  خوشحایم و موافق و بالعکس .

مقایسه تصورات ذهنی ما با وقایع اطراف ، میزان رضایتمندی یا نا رضایتی ما را مشخص می کند و این موردی است که روحیه ما را بر خورد با جامعه می سازد .

ولی خوشبختی ، میزان رضایت انسان از شخص خودش است ، اینکه انسان چقدر با خودش احساس رضایت می کند و این چیزی نیست الا نتیجه مثبت مجموع عملکرد او در تمام عمر .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٩
comment نظرات ()

آمار

می گویند وقتی یک نفر می میرد یعنی انسانی از دنیا رفته است ولی وقتی می گویند یک میلیون آدم مرده اند این دیگر نوعی آمار دادن است .

جریان سقوط هواپیماهای جور و واجور ما و جان باختن هموطنان ما خیلی ناراحت کننده است و باید به بستگان آنها تسلیت گفت ولی راستی چرا وقتی هواپیمایی سقوط میکند همه حساس میشوند و نظر کارشناسی شان گل میکند و .... ، اگر درحادثه سقوط هواپیما در ارومیه ٧٧ نفر از عزیزان مردم از دست رفتند واقعیت این است که بیش از این تعداد کشته ها را بطور روزانه در تصادفات جاده ای داریم و چند برابر آن هم مجروح و زخمی .

موضوع این است کارها بطور ریشه ای اشکال دارد و با حرف هم درست نخواهد شد اگر چه هزار بار ادعا کنیم همین چند سال آینده میشویم اقتصاد پنجم دنیا .

رشد و پیشرفت و توسعه نشانه هایی دارد و ملزوماتی که با شرایط موجود سازگار نیست . 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٧
comment نظرات ()

توهم

همکلاسی عزیز ما را بعد از حدود ٢۵ سال زیارت کردیم و دوباره یاد خاطرات قدیمی ها . در سال آخر دبیرستان که داشتیم ریش و سبیل در می آوردیم اکثر ما ریش در آوردن ما مثل زمین چمن باشگاه تختی انزلی بسیار ناهمگون و پراکنده بود که اگر همش را میشمردیم میشد ٢٩ تار ولی رفیق ما یک ریش و سبیل یک دست داشت و ریشش را می زد و یک سبیلی می گذاشت که مورد حسرت خیلی ها بود .

ایشان گرایش های " چپ " داشت ، درست یادم نمی آید فدایی بود یا توده ای یا پیکاری و از آنجا که آنها را ژنتیکی یکی می دانستم و برایم فرقی نمی کرد گرایش به کدام گروه دارند . ولی با آن سبیل معروفش یک مرامی داشت که خلاصه میشد در سبیل و سیگار و... و خوش مشرب و خیالاتی .

یک روز که همه از کلاس خارج شده بودند دیدم آخر کلاس نشسته و غرق در افکارش گفتم : نمیخوای بیای پایین ؟ گفت فلانی " مارکس و لنین مردند و من هم حالم زیاد خوب نیست " . این جمله بعنوان زیباترین شوخی سیاسی آن زمان در ذهنمان ماند اصولا او چند قرن قبل زندگی میکرد ، مثلا دنبال این بود چه کسانی در دوران هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان افکارسوسیالیستی داشتند در حالی که ما گرفتار درسهای یومیه خودمان بودیم .

هفته پیش در رشت دیدمش همان " محمد " بقول خودش یک لا قبا با یک " فروند " تاکسی که تقریبا سن خودش است با ریش و سبیل یک دست سفید ، ولی با افکاری مشوش و عجیب .

با خودم فکر کردم شاید سن مان بالا رفت و گذر ایام ما را هزار جا کشاند و چیزهایی داد و عمری را پس گرفت ولی وقتی بر گردیم به دوران کودکی و نوجوانی می بینیم ما هنوز همانیم که بودیم و اگر فکر کنیم فطرتا عوض شدیم اشتباه می کنیم ، افکاری که با فطرت و واقعیت ما نمی سازد " توهم " است .من او را ادامه همان که بود دیدم و اطمینان دارم او هم مرا به همان صورتی که بودم ، فقط و فقط با گریمی جدید .

 انگار زندگی مثل رودخانه ایست که خواهی نخواهی پیش میرود به کناره ها میخورد و چیزهایی را با خودش میبرد ، کسانی به داخلش شیرجه می زنند ، بدون که اختیاری داشته باشد زمین هایی را آبیاری می کند ولی جاری است و بی اختیار و " می کشد هر جا که خاطر خواه اوست " .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٧:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٦
comment نظرات ()

ماشین حساب

در سایت ها و جراید نوشته اند که یک بنده خدایی که مقامی در ستاد مبارزه با مواد مخدر دارد فرموده اند که :

در سال 1353 ( از نوع شمسی ) در ایران 15 میلیون معتاد بود ولی حالا یعنی سال 1389 فقط یک میلیون و دویست هزار نفر .

یعنی سال 53 که جمعیت ایران حدود 30 میلیون بود نصف مردم معتاد بودند بقیه را خودتان حدس بزنید ، توضیح نمی خواهد .

یادم است زمانی پای منبری نشسته بودیم که سخنران محترم چیزی گفت که به عقل هیچ بشری چفت و جور نبود ولی خادم "حرفه ای " مسجد بلند و قاطع گفت " بر منکرش لعنت " ما هم بلند گفتیم " بیش باد " و قضیه تمام .

حالا برای چنین سخنرانیهایی همان " خادم حرفه ای " شدیدا مورد نیاز است .

ولی خارج از شوخی بهتر است کسانی که می خواهند از عدد و رقم حرف بزنند قبلا کار با ماشین حساب را یاد بگیرند .

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٥
comment نظرات ()

هدفمند کردن یارانه ها

برداشتن و حذف سوبسید یا همین یارانه خودمان می تواند برای ما مثبت یا منفی باشد و از همین شروع کار نمی توان نتیجه کار را پیش بینی کرد یعنی کاملا به زمان اجرا ، شرایط اقتصادی ، میزان اعتماد مردم به حکومت بستگی دارد .

سوبسید یا یارانه از کجا بوجود می آید ؟

سوبسید زمانی بوجود می آید که دولت پول دارد ولی توانایی ایجاد شرایط کارمناسب با درآمد مناسب برای مردم نداشته باشد ، یا برای رقابت با کشورهای دیگر مزایایی برای تولید کنندگان کشورش تعیین کند یعنی دولت پول میدهد تا تولید کنندگان ، تولید را متوقف نکنند و بیکاری ایجاد نشود و اگر بازار مصرف در کشور ندارند آن را صادر کنند ، این برای ثابت نگه داشتن شرایط اقتصادی میباشد .

در این شرایط دولت به ظاهر برای کمک به مردم بطور مثال اگر قیمت یک کیلو وات برق 100 ریال است ، دولت 80 درصد را از پول های باد آورده مثل پول نفت در قالب بودجه هزبنه میکند و 20 درصد را از مصرف کننده می گیرد و مردم هم دلشان خوش است که انرژی در کشورشان ارزان است  .

پرداخت یارانه معمولا برای انرژی و مواد غذایی است و این یعنی مواردی که مردم روزانه با آن سروکار دارند و هدفمند کردن یعنی از آن 80 درصد سهم دولت کم کردن و به 20 درصد سهم مردم اضافه شدن تا جایی که تمام هزینه را مردم از جیبشان پرداخت کنند .

حالا دولت مبلغی پول به حساب مردم واریز میکند که مردم احساس فشار نکنند ولی این کار تا چه زمانی ادامه خواهد داشت ، خدا میداند  .

 ماهیت کار درست است ولی برای فهمیدن اینکه  آیا  زمان اجرا و شرایط اقتصادی کشور و اجراکنندگان طرح مناسب انجام این طرح بودند یا نه ، باید منتظر نتیجه باشیم و دعا کنیم کسانی که این طرح مهم را تصویب کردند در نهایت پاسخگوی نتایج طرح خود باشند.

پیش بینی من این است از مدتی دیگر پرداختها قطع خواهد شد و ما میمانیم و قیمت های واقعی ، پس از امروز خودمان را آماده کنیم  چون قرار است ایرانی حقوق بگیریم اروپایی خرج کنیم .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/۳
comment نظرات ()