از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

آزادی

هرگزفکر کرده اید آزادی یعنی چه ؟

به نظرم یعنی امکان قدرت انتخاب فرد بدون محدودیت

آدم عاقل محدودیت لازم ندارد

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۳:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢٢
comment نظرات ()

بازاریابی

                           بازاریابی

می دانید آسانترین کار دنیا چیست؟ غر زدن, انتقاد کردن و نصیحت کردن.

می دانید سخت ترین کار دنیا چیست؟ قانع کردن کسی که خودش را بی نیاز از حرفهای شما می داند و نمی خواهد حرفهای شما را قبول کند.

فکر کنید شما می خواهید سخت ترین کار دنیا را انجام دهید یعنی به کسی که فکر میکند بیشتر از شما   می داند و هیچ نیازی به کالای شما ندارد و هیچ وقت و حوصله ای برای شنیدن حرفهای شما ندارد را قانع کنید که شما بهترین کالا را با مناسب ترین قیمت دارید.

شما برای فروش باید شرایط ذیل را داشته باشید:

1. صد در صد به کارتان علاقه مند باشید. اگر این علاقه و انگیزه را در خود نمی بینید از شرکت خارج شوید ماندن شما  عمر شما را تلف میکند و به شرکت ضرر میرساند.

2. باور داشته باشید که کالای شما بهترین است , مشخصات آنرا کامل یاد بگیرید. باید آمادگی پاسخ به همه سوالات احتمالی مشتری را داشته باشید.کوچکترین مشکلی درباره کالا را تا آخر پیگیری کنید.

3. وقتی مشتری را قانع کردید او یک گنج است به شدت از او مراقبت کنید به او بفهمانید که از مهمترین مشتریان شماست و برای شما شخصیتی خیلی مهم است.

4. صبور باشد. مشتریان با سوالات بیهوده, بهانه های مختلف, بی حوصلگی و .. شما را کلافه خواهند کرد بردباری و استقامت کنید. او شما را باورخواهد کرد.

5. پیگیر باشید. در کمترین جملات ویژگیهای برتر کالا را به آنها معرفی کنید تا حصول نتیجه او را رها کنید هرگز نگوئید مثلا یک هفته فکر کند بعد جواب بدهد, مطمئن باشید او شما را فراموش خواهد کرد. وقتی دریافتید که او مشخصات کالای شما را فهمید به او پیشنهاد خرید کالا را بدهید حتی از او بخواهید یکبار بطور آزمایشی از شما خرید کند.

6. دارای یک انضباط دقیق باشید , بی انضباطی, هم شما را سردرگم و هم مشتری را از ادامه کار با شما پشیمان خواهد کرد.

7. همیشه در دسترس باشید, با کمترین تعداد زنگ, گوشی را بردارید و به مشتری جواب دهید.

8. ظاهر آراسته داشته باشید. ظاهر شما باید آراسته ولی مناسب با شرایط مشتری باشد. مصمم و محکم صحبت کنید. با کراوات , بارانی و سامسونت به پروژه ای که مشتری سراپا خاک است نروید.

9. شنونده خوبی باشید. اگر مشتری ضعف شرکتهای رقیب را می گوید گوش کنید ولی واکنشی نشان ندهید. شما بهترین هستید و رقبای شما قابل احترام هستند. بگذارید مشتری همه حرفهای خودش را بزند تا تخلیه شود یادتان باشد همیشه حق با مشتری است.او قرار است به شما اطمینان کند و کالای شما را بخرد.

10.    تحت هیچ شرایطی به مشتری دروغ نگوئید. مطمئن باشید او بلاخره راست را خواهد فهمید آنوقت از اینکه او را احمق فرض کردید و به او دروغ گفتید هرگز شما را باور نخواهد کرد. شما باید خوش قول, درستکار و روراست باشید.

11.    شما وقتی کاملا موفقید که با مشتری رفیق شده باشید. او شما را در تیم خود و یار خودش ببیند, از هر فرصتی برای ارتباط با مشتری مانند شرکت در میهمانیها و مجالس و ... استفاده کنید. اگر تجربه شخصی بدی دارید هرگز به او نگوئید شما باید فردی قابل اطمینان برای او باشید آداب و سنتهای دینی, قومی, زبانی و .... را دقیقاٌ رعایت کنید اگر زبان محلی او را میدانید حتما با همان زبان با او صحبت کنید.

12.    خوش قول باشید.هرگز به مشتری خود قول انجام کاری یا تاریخ دقیق تولید محصولی را که صد در صد انجام کار در اختیار شما نیست را ندهید.بدقولی , بی اعتباری حرفهای شما را بدنبال دارد.

13.    همه شکایت ها و نظر های مشتری بسیار مهم است, نظر او را فوراً به مدیر خود اطلاع دهید و پیگیر حل موضوع باشید.

14.    با همکاران داخل شرکت دوست باشید. شما باید با همه دپارتمانهای شرکت ارتباط دوستانه داشته باشید برای کالا باید با مدیر تولید, مسئول آزمایشگاه و توزیع ارتباط داشته باشید.

15.    به مدیران خود گزارش دهید.فعالیتهای خود را بصورت کتبی به مدیران گزارش دهید, مدیر شما باید بداند شما در حال انجام چه کاری هستید.

  16.از تبلیغات غافل نشوید. حتما از متخصص امور تبلیغات کمک بگیرید .

شما باید نشان دهید که فردی قابل اطمینان, با انگیزه و با اطلاعاتی فراوان هستید که بهترین کالا را به مشتری معرفی میکند پس کارمند ارجمند شرکت و دوست مشتری خواهید بود.

 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢٠
comment نظرات ()

انواع مدیر

١- مدیرانی که کارمی کنند مشاور و کارشناس دارند وریسک می کنند پس ممکن است اشتباه کنند آنها همیشه باید خودرا آماده پاسخ دادن کنند . ولی آینده نشان خواهد داد که خدمت کردند .

2- مدیرانی که کار نمی کنند و بی اثرند یعنی خنثی .

3 - مدیرانی که کار نمی کنند و شهامت تصمیم گیری ندارند' اما فقط از کار دیگران اشکال میگیرند . وجود این مدیران در هر سازمانی خطرناک است .

4- مدیرانی که فکر می کنند همه چیز را می دانند و نیاز به مشاور و کارشناس ندارند ' بعد از خود ویرانه ای بجا خواهند گذاشت .

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۳
comment نظرات ()