از سر دل تنگی

يادداشتهاي پراكنده

زیشه حرف مفت

میگویند در زمان مرحوم شاه شهید ناصرالدین شاه قاجار وقتی تلگرافخانه راه اندازی شد مردم چندان استقبالی تکردند و حکومت برای جذب مردم اعلام کردند که ارسال تلگراف مجانی میباشد و مرذم هم کم کم به فرستادن تلگراف عادت کردند و حکومت ناگهان اعلام کرد که از امروز " حرف مفت ممنوع " و باید پول بدهید .

بنابراین حرف مفت از اینحا اختراع شد .

این داستان را از مرحوم پدرم چند بار شنیده بودم . 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٩:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢۱
comment نظرات ()

جوانان و تبلیغات مذهبی ماهواره ها

 گروهی بچه مسلمان مسیحی شده ، دارند روز و شب تبلیغ میکنند که بیائید مسیحی شوید و قلبتان را بدهید به مسیح و بدانید  خدا مستقیم رفته در جلد حضرت عیسی مسیح و دارند ثابت میکنند که مسیح همان خداست که در بدن مسیح ظهور کرده بود و برای این اجازه داد تا دارش بزنند که گناه مردم بخشیده شود  و شفا میدهد و هر گرفتاری دارید بگوئید و..........  و خدای اصلی را میگویند " پدر " ،  برای اینکه گرفتار تاریخ مصیبت بار کاتولیک ها و پروتستان ها و ارتدکس ها  نشوند خودشان را هوادار هیچکدام نمیدانند و تحلیل و رفتار آنها نشان میدهد که فرقه جدیدی در مسیحیت  در حال بوجود آمدن است که کاتولیکها از شرشان باید به مارتین لوتر امام مذهب پروتستانها پناه ببرند چون تا چند مدت دیگر ایرانیان حرفه ای در عقیده سازی آنچنان تئوریهایی برای عالم مسیحیت بسازند که حضرت پاپ هم از فهمیدنش عاجز بماند .

 از کانالهای مسلمانان مسیحی شده بگذریم و برویم کانال " اهل بیت " ، یک شیخ جوان بنام اللهیاری از افغانستان ، در آمریکا نشسته و میخواهد یک تنه از شیعه در برابر اهل سنت دفاع کند ، دفاع که نه ، چون دائم در حال حمله است ، گریه میکند ، از کتابهای شیعه و سنی برای اثبات دلایلش مدرک میاورد و حتی خط تلفن شیعیان و سنیان را از هم جدا کرد و در جواب تماس گیرندهای سنی میگوید " جماعت عمریه "بفرمائید .

 تمام تلاشش این است که ثابت کند اصلا ابوبکر و عمر مسلمان نبودند و عایشه همسر محبوب جضرت رسول هم مشکل اخلاقی داشت و شما فکر کنید به کسی که میخواهد به دین ما مشرف شود بگوئید جانشینان حضرت رسول مسلمان نبودند و زنش هم .... ولی تو بیا " هم پیاله ما باش " .

خلاصه خداوند شیعه را از دفاع بد محفوظ بدارد چون شیعه برای مخالفانش باید تحلیل داشته باشد نه توهین .

سه شبکه هم از سنی ها دیدم " کلمه ، وصال و وصال حق " که فول تایم دارند ثابت میکنند شیعه کافر است و مشرک ، اصلا جای تخفیف هم نگذاشتند و جالب ترین نکته این است که کانالهای برادران اهل سنت ما در انگلستان مستقر هستند ، فکر کنید شیعه از آمریکا و سنی از انگلیس ،واقعا  تا کی ؟

انبوه جوانان مسلمان زاده ای  که امروز تحت تاثیر تبلیغات تازه مسیحی شده ها و عملکرد بد حکومت خود را مسیحی شده میدانند و جوانانی که برای مسلمات شیعه دچار شک و تردید شده اند دچار یک مشکل هستند و آن مشکل را باید از کم کاری متخصصان و کارشناسان دینی  ما سوال کنیم .

آیا ما برای تردیدهای جوانان ما پاسخی نداریم ؟

 آیا نتیجه 23 سال زحمت حضرت رسول این مذاهب و اعتقادات و پیروانی است که در حال دیدن آنها هستیم ؟

آیا حاصل تربیت مستقیم حضرت رسول ، کسانی هستند تشنه قدرت و نادیده گیرنده حق دیگران  ؟

 واقعیت این است که هزاران سال نوری با واقعیت فاصله داریم و واقعیتها را شاید هرگز نفهمیمیم  

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢۳
comment نظرات ()

مرگ

مرگ تنها مرحله زندگیست که بقول معروف دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد بنا براین راه گریزی از آن نیست

انسان برای به تاخیر انداختن مرگ خیلی مطالعه کرده است ، از آرامش روحی و روانی تا نوع تغذیه و ورزش و ....

یادش بخیر یکی داشتیم که بهش میگفتیم اینقدر سیگار نکش یه خورده به خودت برس ، ورزش کن ،  یهو دیدی سکته کردی و مردیها میگفت شما تا حالا یک ورزشکار 100 ساله دیدید ؟ ما هم هر چه فکر میکردیم یادمون نمی اومد میگفتیم " نه " و در جوابی دندان شکن میگفت ولی در همین محل من میتوانم 10 تا تریاکی 120 ساله نشانتان بدهم که هر چه دستشان رسید خوردند البته بجز خیار و نه ورزش کردند البته بجز بلند کردن گرز رستم که همان وافور باشد ،  راست هم میگفت واقعا داشتیم

 چگونگی مردن خود داستانیست ، چه بسیار کسانیکه برای دفاع از کشورشان کشته شدند تا بقیه مردم در راحتی زندگی کنند و این دسته از مرگ ها افتخار دارد .

 چه بسیار مردمی که بر عقیده شان ثابت قدم ماندند وکشته شدند و هرگز نمی دانستند اشتباه بودن عقیده شان چند سال پس از مرگشان ثابت میشود.

چه بسیار مردمی که کشتند و کشته شدند تا عقایدشان را گسترش دهند و هرگز نمی دانستند چه سوء استفاده هایی از عقایدشان خواهد شد

چه بسیار کسانیکه به قدرت چسبیدند و خود را تافته جدا بافته می دانستند و وفکر میکردند بیشتر از همه مردم می فهمند ولی بدست همان مردم کشته شدند ( نمونه حی و حاضر آن قذافی ) .

مردن از طریق خودکشی برای کسی که همه درب های دنیا را بر روی خود بسته میبیند و مرگ را بهتر از زنده بودن میپندارد و مردن کسی که هم خود را میکشد و هم عده ای گناهکار و بیگناه را ( عملیات انتحاری ) که اینکار برایش مبارزه است را باید چه تعریف کنیم ؟ آیا او به عقیده ای رسیده است که با این مردن و کشتن دنیا را اصلاح میکند یا اعتراضش را نشان میدهد و فکر میکند خدا برای او پاداشی در نظر میگیرد ؟ کسی از درون آنها خبر ندارد

کسانی که  کشتند و خودشان را هم به کشتن دادند یا دیوانه و روانی و دچار بیماری توهم  بودند یا واقعا فکر میکردند مردم عقلشان نمی رسد که چطور فکر کنند و هدفشان ساختن زندگی بهتر برای مردم بود ولی افسوس که جز بدبختی چیزی از خود بر جای نگذاشتند و نمی گذارند

روزانه میلیون ها نفر میمیرند و میلیون ها نفر بدنیا می آیند ولی چند نفر امروز را روز مرگ خود تصور می کنند ؟ حتی اعدامی ها هم احتمال میدهند بخشیده شوند یا اعدام به تعویق بیفتد ، پس کسی در شرایط عادی برای مرگ لحظه شماری نمی کئد حتی کسانیکه که سخت ترین بیماری ها را دارند و دیگر نمی توانند از جایشان بلند شوند هنوز امید به داروی جدید دارند و به مقدسات خود آویزان میشوند

 گردش حیات بشر با تولد و مرگ ادامه پیدا می کند نه فقط برای انسان بلکه برای همه جانداران و اینکه شادی تولد ، ناراحتی مرگ را به دنبال دارد و مرگ عزیزی با تولدی دیگر فراموش میشود نشان از این دارد که غم و شا دی دنبال هم هستند

بعضی میگویند کسانی که هنوز در این دنیا کاری برای انجام دادن دارند نمی میرند ولی واقعیت این است هیچ کسی از زمان  مرگش اطلاع ندارد و اگر هم دارد مطمئن نیست

مرگ های طبیعی که پس از گذران عمر یا بیماری و... بدنبال انسان می آیند این خوبی را دارد که انسان خود را آماده میکند که از کسانی حلالیت بطلبد برای بدهی هایش فکری بکند و... ولی مرگهای غیر طبیعی غافگیرانه است و میشود عین گل طلایی فوتبال که الحمدالله حذف شد ولی دقیقا شبیه است در اوج آمادگی و همه چیز عادی ناگهان یک ضربه و همه چیز تمام

دیده اید کسانی را که مردند و وراث بر سر تقسیم مال او به چه کارهایی دست زدند و چه بسیار برادران و خواهرانی که از هم دور شدند پس مسلما آنقدر ها هم که فکر میکنیم داستان این دنیا با مرگ تمام نمی شود و باید برای این یکی هم برنامه داشت  البته بقول شاعر :

مرگ غنی آغز جنگ وارث است      رحمت بر آن که مرد و کفن نداشت

ولی آیا امکان دارد انسان با وجدانی راحت بمیرد و کاری برای انجام دادن نداشته باشد و همه از او به نیکی یاد کنند ؟

نیک نامی پس از مرگ بهترین موقعیت مرده برای این دنیایش است که سعدی می گوید :

سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز     مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۳٠
comment نظرات ()

کوس نو دولتی بر بام سعادت بزنم گر ببینم که مه نو سفرم باز آمد

در ایام جوانی بعضی موقع می نشستیم با دوستان حافظ میخواندیم هر کس مدلی میخواند یکی صدایش خوب بود میزد زیر آواز و ما حالی میکردیم و دیگری طوری میخواند که مرحوم حافظ از سرودن آن شعر پشیمان میشد .

یک روز شعر " کوس نو دولتی بر بام سعادت بزنم     گر ببینم که مه نو سفرم باز آمد "   را میخواندیم تا نوبت رسید به دوست عزیز و فنی و هنرستانی ما که عاشق و دلباخته رشته برق بود و حالا مهندس برق هست ولی شرکت کامپیوتری دارد  ، ایشان یک نگاهی به دیوان حافظ فرمودند و " کوس نو دولتی "  را خواندند " کوس نود  ولتی " بنده خدا از بس گرفتار وات و ولت بود همه را برقی می دید

دیروز برنج هاشمی را میخواستیم بفروشیم آخرین قیمت راضی شد به 3100 تومان و خریدار هم هزار دلیل می آورد که زنش او را وادار کرده به خرید این برنج وگرنه خودش برنج وارداتی را می پسندد ،  توضیح دادم که مهندس جان قیمت تمام شده این 6000 تومان است حالا که زور ما به فروش به قیمت 6000 نمی رسد لااقل سر مال نزن یه خورده روحیه بزار تا سال دیگه هم کشت کنیم وگرنه زمین را میفروشیم و سمند میخریم و شروع میکنیم به مسافرکشی و آمار تصادف بالا میره ها .

این را برای این نوشتم که ما با فضای فکری خودمان در هر موردی اظهار نظر میکنیم اینکه منطق و واقعیت چی هست ، زیاد به کار ما نمی آید .

تقصیر ما مردم هم نیست حدیث شریف است که " الناس علی دین ملوکهم " معنی تحت اللفظی آن میشود مردم مثل رهبران خود میشوند، دیشب رئیس جمهور میگفت در این دنیای بی سر و ته مائیم و آمریکا ، حالا شما چی میگید ؟ علیرغم  گرانی ، تورم ، بیگاری ، اعتیاد ، فساد هزار میلیاردی و  ... دولتمردان در هوای خودشان هستند انگاری بقول برادران افغانی در گل و بستان داریم زندگی میکنیم ، می فرمایند یک میلیون شغل طی شش ماه ایجاد شد ولی کسی ندید ، تحریم ها بی اثر است ، اگه تونستید یک LC باز کنید و ....

همه مان کارشناسیم و مدیر و مدبر ولی مملکت هر روز یک مصیبت جدید دارد و کسی زیر بار نمی رود ، البته مملکت خودمان است اختیارش را داریم به استکبار هم ربطی ندارد

 

 

 

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱۳
comment نظرات ()

رشت ، شهر باران

فصل مورد علاقه و دوست داشتنی پائیز را با ناخوش احوالی شروع کردم ولی پائیز پائیز است و بقول مرحوم اخوان ثالث :

باغ بی برگی

خنده اش خونی ست اشک آمیز

جاودان بر اسب بال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصلها پائیز

پائیز دو مشخصه دارد ، "برگ ریزان" با عریان شدن درختان و نشان دادن موقتی بودن طراوت ها و شادابی ها یعنی قربانی شدن بهار و تابستان و " باران " نعمت زیبای خداوند که بقول عبدالرحمن جامی :

اگر باران به کوهستان نبارد          به سالی دجله گردد خشک رودی

بهرحال از هر چه بگذریم حرف خودمان بهتر است و باران این هفته رشت آنقدر پر مایه بود  که خیابانها را پر آب و حوضچه حوضچه کند تا روزهای دوشنبه و سه شنبه مدارس تعطیل و ادارات و کار و کاسبی تق و لق

از سالها پیش با کمک بانک جهانی در حال ایجاد و نوسازی سیستم فاضلاب رشت هستند که نشان میدهد ظاهرا حالا حالا ها مشکل ادامه دارد

اما همه مشکل سیستم فاضلاب نیست چون بقول این رفیق ما اسدخان سلامی که معمولا وقتی روزنامه میخرد تمام همسایه ها باید یاری کنند تا ایشان جدول روزنامه را حل کند ، ما اگر چه به انرژی هسته ای دست پیدا کردیم و ماهواره و موشک هوا کردیم ولی هنوز نتوانستیم به تکنولژی سری و پیشرفته زیر سازی و آسفالت ریزی خیابان ها و جاده ها دست پیدا کنیم تا وسط اتوبان حوضچه نشود

یک بار در یک کشور خارجی که باران شدید میبارید و هیچ جا هم آب جمع نمی شد، برای خودم دردسر گرفتم و از یکی سوال کردم جریان چیه ؟ ایشان هم از من بیکارتربود و شروع کرد توضیح دادن که 45 دقیقه طول کشید و من حدودا 5 دقیقه اش را فهمیدم و معلومم شد در زیر سازی و آسفالت ریزی موضوع بسیار مهم " شیب " است که در هرمتر عرض خیابان چند میلیمتر در نظر میگرفتند و آب باران را به کنارخیابان هدایت میکردند که از آبروها عبور کند ، به همین سادگی

ولی یک جای خوشحالی این باران داشت چون آقای سعادتی استاندار وآقای فریدونی  شهردار هر دو عذر خواهی کردند و این کار بسیار خوبی بود و معلوم شد مشکل را دیدند و حس کردند و هزار بار امیدواریم از الان طوری برنامه ریزی و کارکنند که سال آینده نیاز به عذر خواهی نباشد

یادش بخیر ایام دبستان که باران بسیار بیشتر بود نسبت به الان و ما دو نوبت صبح و عصر مدرسه میرفتیم وبا اون همه دقت و مراقبت معلمین شدیم این ،  خدا رحمت کند مرحوم شعبانی معلم کلاس اول و دوم ما را که همین سواد خواندن و نوشتن را مدیون اوئیم ، تمام محل ما یک وجب آسفالت نبود و برای رفتن به مدرسه یک چکمه پلاستیکی داشتیم و گل و لای جاده باتلاقی و همچنین یک نایلکس داشتیم تا کتاب و دفتر مان را داخل آن بگذاریم تا خیس نشود و وسیله لوکس بنام چتر هم هنوز به محل ما نرسیده بود یا همه نداشتند و حالا فکر میکنم پس چرا سرما نمی خوردیم و زکام و سینه پهلو نمی کردیم و حالا با هزار مراقبت چهل جور مریضی جور و واجور داریم ؟

روزگار خوشی بود و بقول حافظ :

روز وصل دوستداران یاد باد                       یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت            بانگ نوش شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارغند از یاد من                    از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا                      کوشش آن حق گزاران یاد باد

گر چه صد رود است در چشمم مدام      زنده رود باغ کاران یاد باد

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند               ای دریغا راز داران یاد باد

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٧
comment نظرات ()

حرف های احمدی نژادی

از ورزشگاه تختی انزلی برمیگشتم ، شب شده بود ،  ملوان باخته بود به نفت آبادان آنهم با گل دقیقه 94 ، اعصابم خراب بود ، شلوغ بود و ماشین کم ، بناچار 3 نفر از جوانان طرفداران را سوار کردم و آنها هم تا نشستند شروع کردند به جر و بحث و یکی گفت ما باید 9 تا گل میزدیم و اون یکی گفت چرا " احمدی نژادی " حرف میزنی ما جونمون در اومد نتونستیم 2 تا بزنیم تا مساوی کنیم و از حرفش همه خندیدیم

واقعیت این است نوع حرف زدن آقای رئیس جمهور برای خودش سبکی شده است ولی خارج از چهار سر فصل نیست  اول دعا میخواند و تئوری پردازی میکند ناگهان می شود یک ناسیونالیست و اومانیست و همان لحظه منتظر ظهور هم هست یعنی به ناگهان اسلام بدهکار ایران می شود ،برای رهبران دنیا نامه می نویسد و آنها را به توحید دعوت می کند و ... ،

  دوم حرف های میزند که اگر مردم گوش کنند بدبخت میشوند و ایران میشود هند و پاکستان مثل اصرار به نیاز کشور به افزایش جمعیت که معلوم نیست کدام مشاور و کارشناسی این طرح را به ایشان قبولانده است

بخش سوم آرزوهای ایشان است مثلا بدست گرفتن مدیریت جهان و یا  دادن 1000 متر مربع زمین به هر خانوار که واقعا محشر است فکرش را بکنید فقط به تهرانیها ، ما شهرستانیها که هیچ ، بخواهند به هر خانوار 1000 متر مربع زمیبن بدهند مسلما به بعضی ها در کویر لوت هم نمی رسد یا 3 برابر شدن یارانه ها که همین الان از 40 جا میگویند همین مبلغ فعلی هم از منابع خلاف قانون تامین اعتبار می شود یا اینکه کاشت سیب زمینی را تعطیل کنیم چون آب زیاد مصرف میشود و بجایش آب را بسته بندی کنیم بفروشیم ،یا میخواهد در یک سال با این وضع اقتصادی و سرمایه گذاری 2.5 میلیون شغل ایجاد کند ،از دریافت غرامت جنگ های جهانی اول و دوم تا اصلاح نظام بانکی و ... که جای حرف نمانده است

چهارمین سر فصل آدم را بفکر فرو میبرد که واقعا ؟ از تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه توسط دختر دانش آموز گرفته تا شناختنش توسط یک دختر بچه اسپانیایی زبان در نیویورک و هزار تا حرف دیگر ، چند روز پیش داشت برای اردبیلی ها سخنرانی میکرد که دولت من پاک ترین دولت تاریخ ایران است ، اینکه هست یا نیست نمی دانم ولی بالاخره رئیس جمهور است اطلاعاتش بیشتر از ما مردم عادی است این دولت که از معاونش تا مدیران دیگر هر کس به چیزی متهم است و جالب اینکه  دوست گرمابه و گلستان رئیس جمهور، آقای الهام میگفت شنیده است که در همین مملکت عزیز خودمان یک مدیر دولتی به کسی گفته 250 میلیون بده تا تو را رئیس فلان جا بکنم یعنی عین زمان قاجار که پست و لقب میفروختند و ایشان علیرغم همه این حرفها خود را پاک ترین میداند ما باید شک کنیم به دولت های قبلی از مرحوم بازرگان تا بعدی که آخر عمری ضد انقلاب شده تا دولت های آقایان هاشمی و خاتمی ، مسلما باید خیلی اتهامات بیشتر از این دولت داشته باشند که ایشان دولت خود را پاک ترین میدانند وگرنه نمی آید روز روشن در برابر هزاران نفر داد بزند که من پاکترینم و هیچکس جرات نفس کشیدن هم نداشته باشد

یک جای کار گیر دارد که یا عقل ما به آنجا نمی رسد یا اینکه تماما سر کاریم و متوجه بازی نشده ایم

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٦
comment نظرات ()

اختلاس در بانک صادرات

خیلی جالب است سه هزار میلیارد تومان یعنی باید بنویسیم 3 و شروع کنیم به صفر گذاشتند جلوی آن ، نه یکی دو تا بلکه 12 تا صفر و اگر میخواهید به واحد ریال باشد یک صفر دیگر بگذارید میشود 13 تا صفر که نحس هم هست و روسای بانک و .... افتخار میکنند که ما این دزد و کلاهبردار را گرفتیم ، صف باستید و به ما تبریک بگوئید که ما گرفتیم ، این دیگر از اون حرفهاست

کسی هم نیست که بپرسد چرا سیستم نظارتی اینقدر ولنگ و واز هست که از سال 86 تا 89 دزدیدند و شما ندیدید ؟ از کجا معلوم که فقط همین است ؟

این همه ناظر و بازرس و حسابرس و .... پس کجا بودند ؟ اگر میخواهید سیستم گرفتن وام را درست متوجه بشوید برای امتحان هم که شده یک درخواست برای یک وام 3 میلیون تومانی به بانک بدهید نه 3000 میلیارد فقط 3 میلیون ، آنچنان دار وندار آدم را بررسی می کنند و برو و بیا راه می اندازند که آدم پشیمان می شود بعد میخواهند ما مردم باور کنیم این دزدان و اختلاس کنندگان و کلاه برداران محترم به همین راحتی اینقدر پول مردم را خوردند و تقصیر چند تا شعبه بانکی بوده است ؟

واقعیت یک چیز است نظام قضائی کشور طوری شده است که عده ای از محاکمه و مجازات نمی ترسند و این احتمال را برای خودشان میگذارند که "راهی " خواهند یافت، آیا می بینید در چین با اختلاس کنندگان چه رفتاری می کنند ؟

بطوریکه میدانید که سرمایه بانک صادرات با این همه شعبه و بگیر و ببند 2000 میلیارد تومان است و حضرات دزدان 50 درصد بیش از تمام سرمایه بانک صادرات را دزدیدند

اینکه پس چرا بانک صادرات اعلام ورشکستگی نکرد را هیچ سیاستمدار و اقتصاددانی نمی تواند جواب بدهد مگر اینکه بگوید مال خودمان است اختیارش را داریم ، اصلا به شما چه ؟ تشویش اذهان میکنید ؟

جالبتر اینکه رئیس بانک مرکزی میگوید گفته بودیم به این آقا وام ندهید ، انگار مردم عادی باید دستورش را اجرا میکردند و همچنین میگوید این دزدی در برابر دزدی بعضیها که زیاد مهم نیست

اینکه این مملکت مورد توجه خاص امام عصر است ، جای شک ندارد

خدا رحمت کند مرحوم آسید جلال فاطمی لشت نشائی را که آخر منبرش همیشه دعا می کرد خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر کند ، آمین

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٥:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱
comment نظرات ()

دریاچه ارومیه

کسانی که دریاچه ارومیه ( یا بقول خدا بیامرز معلم جغرافی ما "اورمیه " ) را دیده اند میدانند که این دریاچه مال خود خود ماست و نه مرز مشترک با کشوری دارد تا مثل دریای خزر خودمان بر سر مالکیتش دعوا کنیم نه اصولا کسی ادعای دیگری دارد ، مال خودمان است و اختیارش را داریم اما همین اختیار داشتن ما کار دست دریاچه داد و دارد خشک میشود و نمایندگان دانای مجلس هم به دوفوریت لایحه ای که قرار بود یک مقدار آب از جاهای دیگر بریزند تا دیرتر خشک شوند رای ندادند و گفتند کار به این راحتی که فکر می کنید نیست و باید کارشناسی کنیم ، نیست که بقیه طرح ها خیلی کارشناسی شده است .

دریاچه ارومیه دومین دریاچه شور دنیاست و از هفت رودخانه تغذیه می شود ، بعد از مرداب انزلی که برای تخریبش دارنداز هر کاری میکنند ، بزرگترین زیستگاه های حیوانات اعم از پستانداران ، پرندگان ، خزنده ، دوزیستان و ماهی ها می باشد

شوری آب دریاچه خاصیت درمانی هم دارد مثل درمان روماتیسم و آرتروز و ...

این دریاچه دارای جزایر متعددی هم هست و چند تا کشتی و قایق هم داشت که برای گردش در دریاچه ارزنده بود

از آنجا که در زبان اوستایی هم به نام دریاچه چئچست نام برده شده و در ادبیات این مملکت شاهد داستان سرائیهای در اطراف آن  بوده طبعا میتوان این دریاچه را هم سن ایران دانست

در زمان رضاشاه بعلت مسافرت شاه به آنجا نامش را رضائیه گذاشته بودند که بعد از انقلاب فورا برگشت به نام اصلیش

با تغییرات جوی و گرم شدن هوا و سوراخ کردن لایه اوزون توسط کشورهای صنعتی ، آب دریاچه از 30 سال گذشته شروع به کم شدن کرد و احداث سد و هدایت مقدارآبی که باید به دریاچه سرازیر میشد به جاهای دیگر  و برداشت بیش از حد متعارف آب های زیر زمینی  و ... کار را به جایی رساند که همه را نگران مرگ دریاچه کرد

خدا میداند بعد از خشک شدن دریاچه چند میلیون مردم گرفتار باران نمک و هزار مصیبت دیگر خواهند شد

پس بخود بیائیم و با مشورت گرفتن از کارشناسان خبره و شاید کمک از کشورهای دیگر ، نسبت به حل مشکل اقدام کنیم و فکرهای مالیخولیایی را از خود دور کنیم چون دریاچه خودمان است و بسیار با ارزش و از مشکلاتی است که همه از هر نحله فکری نگران آن هستند

+ سید جلال حسینی آجی بوزایه ; ٥:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد